|
.:(موسیقی متال):.زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ/آخر کم از آنکه دست و پایی بزنیم
|
..::درود::..
دوره تاریخی رو پشت سر میگذاریم دوره ای که نگاه جهانیان نسبت به ایرانی عوض شده است .ایرانی نماد آزادی خواهی در جهان است .
شاید عده ای در این سالها از ایرانی بودن خود به سبب رفتار دولت خویش شرمنده بودند ولی حال مردم با شرکت در انتخابات به نشانه "نه" به روند کاری دولت , راهپیمایی سکوت بعد از آن , تظاهرات مسالمت آمیز در داخل و خارج از کشور و مسمم بودن بر گرفتن حق خود با پرسش "رای من کجاست" و .... نگاه جهانیان را به خود جلب کردند تا جایی که با بسیاری از هنرمندان ایرانی و حتا غیر ایرانی برای ابراز هم دردی هنر خلق کردند . از آن جمله می توان به نقاشان مجسمه سازان و موزیسین ها اشاره کرد .
ترانه مشهور ندای خس و خاشاک با صدای حامد نیک پی که جوابی بود بر سخنرانی توهین آمیز احمدی نژاد که مردم معترض به نتایج انتخابات را خس و خاشاک نامیده بود ؛ شعر این ترانه بدین صورت است :
آن خس وخاشاک تویی/پست تر از خاک تویی/شور منم نور منم/عاشق رنجور منم/زور تویی کور تویی/هاله بی نور تویی/دلیر بی باک منم/مالک این خاک منم
ترانه جون بایز از پرچمداران نهضت آزادی های مدنی بود و سرود جاودانه او"we shall overcome" (ما پیروز خواهیم شد) به صورت سرودی دنیائی و سمبل مبارزات مدنی در آمد، اینک همین سرود را به نشانه همبستگی با مردم ایران می خواند و به فارسی آوا سر می دهد که «ما پیروز میشیم، يه روز».
بون جوی موزیسین مشهور راک هم به هم صدایی با ایرانیان آزادی خواه سرود هم صدایی سر می دهد موزیک همیشه به یاد ماندنی "Stand by me" (در کنارم بایست) با اجرائی تازه میان ایرانیان و غیر ایرانیان دست به دست می گردد و به سرودی تازه تبدیل می شود، وقتی Jon Bon jovi ستاره بزرگ راک بین المللی به فارسی می خواند:
«وقتی که شب میاد، با همه غمها،
ای یاور، ای هم فریاد، با من باش.
دست به دست، همصدا، تو و من
هموطن درد تو، درد من
با من باش»
آنچه این ترانه ها بازگو می کنند، در حقیقت واکنشی ست که جهانیان به عنوان همبستگی با مردم ایران نشان می دهند.
حرف «جون بایز» و «جان بان جووی» در حقیقت انعکاس حرف و خواسته جامعه ای است که در آن زندگی می کنند، جامعه دنیا. و این جامعه دنیا، از آنچه در مورد رفتار با مردم ایران از سوی حکومت و نهادهای آشکار و پنهان وابسته به آن می شنود و یا به لطف تکنولوژی بی مهار و علیرغم اعمال همه گونه سانسور خبری، می بیند و گاه دقایقی بعد از رخداد شاهد آن است، تازه دریافته که این ایرانی کیست و چگونه در این سی سال این جامعه گاه حاکمانش را با مردمانش عوضی گرفته بوده و در موردشان آنچنان که شایسته بوده قضاوت نکرده است.
موج حمایت از ایرانیان را نه کاخ سفید رهبری کرده و نه در پایتخت های اروپائی به دست دولتمردان و رهبران سیاسی سازماندهی شده است. این موج، موجيست خود جوش که شعارش و باورش، همبستگی و یکی بودن مردمان دنیاست.
چه خوب مردم ما از خواب بیدار شدند چه خوب هم وطنان خارج از کشور حمایتمان کردند و میکنند .باید منتظر ترانه هایی تاریخی دیگری باشیم چه بسا ترانه ای با مضمون ندا ندای آزادی ایران بشنویم . ندایی که سمبل و نشانه آزادی خواهی ما ایرانیان در سراسر جهان شده است .تمامی خبر گذاری ها از او به عنوان ژاندارک ایران نام بردند و چه چکامه هایی که برایش سروده نشد .
یکی دیگر از فعالیت های مفیدی که اتفاق افتاد راه اندازی "خبرنامه ندا" بود و آنطور که در بالای صفحه آن نوشته شده است : "به یاد جان باختگان راه آزادی ندا آقا سلطان ها" که کاری نیک و پسندیده بود .
واپسین سخنم قسمتی از چکامه "خواب سبز" است :
وقتی بیدارشوم، به شما خواهمگفت
مشکلشان، همین است که سبزی شما تمامی ندارد
مشکل، این است که تونلهای جهان تمامی ندارد
و کسی دیگر
سبزهی خطِ شما را باورنمیکند
مشکل، این رنگهای دیگریست
که شیشه تاب نمیآورد
"نیما / جمعه 12 تیر ماه 1388"
سبز و امیدوار باشید
..::بدرود::..
درود بر ندا ی آزادی

They call you Neda, the angel of freedom
here to lift our hearts
Oh how we cried to see you fall
Just a young girl
And yet as your heart was pierced
Something pierced ours
We awoke to the reality that life is fragile
Fragile and precious
Our thoughts turned to father, mother, brother, sister
We claimed you as our sister
And cried out with your close friend
"Be not afraid
Oh how we wished not to see you go
Yet in leaving us you have emboldened us
Our hearts now beat in cadence with yours
Beating with your final beats
The hopes and dreams of days to come
When oppression will cease
And we will see your eyes still open
Saying it was worth it - "I was not afraid
..::درود::..
پیش از شروع باید یه تعریفی از فلسفه داشته باشیم .نخست فرهنگ عمید رو باز میکنم :" فلسفه یعنی حکمت ؛ تفکر وتعمق وتفنن در مسا ئل علمیه ؛ علمی که در مبادی و حقایق اشیاء وعلل وجود آ نها بحث میکند"
اما چیزی که درون واژه نامه ها در مقابل واژه فلسفه نوشته شده نه تنها تعریف دقیق و کاملی نیست بلکه بیشتر اشتباه اند .
بهترین تعریف را سقراط و فیثاغورث ارائه نموده اند.فیثاغورث نخستین کسی بود که از کلمهء فلسفه به عنوان معادل برای دوستداری حکمت وجستجوی آن استفاده کرد (اینو شریعتی گفته اما باز هم منو ارضا نمی کنه)
بشر قادر نیست به هیچ "حقیقت عینی" دست یابد و اینجاست که دست به دامن فلسفه می شیم .فلسفه روش خاصی برای فهمیدن رازهای دنیا ست(تعریف ژان پل سارتر که ارضا کننده ست)
پس فلسفه به معنای حکمت نیست بلکه راهکاریست برای دستیابی به حکمت.در حقیقت فلسفه مثل لینک عمل میکنه .حالا باید بدونیم هدف تز فلسفه دستیابی به چیه ؟
حکمتیا (ودا؛ویدیا؛سوفیا) به معنای خرد مقدس و روشن بینی حقیقی و نوعی بینایی و بصیرت درونی ست. ولی راه فلسفه برای رسیدن به آن بینش؛ راهی منطقی و بر پایه اصول کلیشه ای نیست بلکه از نوعی تحلیل موسوم به غیر منطقی(ANALOGIQUE) بهره می گیره.
دوستان شتاب نکنین من قصد گشودن باب فلسفه وجودی جهان هستی و اینکه از کجا آمده ایم و کجا میرویم و... را ندارم(با این که بحث در این رابطه رو خیلی دوست دارم و واجب می بینم).تنها میخواستم وقتی از فلسفه موسیقی یا فلان سبک صحبت می کنیم نخست تکلیف خودمونو با خود فلسفه وتعریفش روشن کرده باشیم .
همه ما تأثیر موسیقی بر تمام لحظه های زندگی رو بارها تجربه کردیم . از اون موقع که تو شکم مادر جنینی بیش نبودیم و آرامبخشمان ریتم ضربان قلب او و زمزمه های مبهمی بود که بر لب داشت ؛یا اون زمانی که فردی در گوشمان پچ پچ های نامفهومی رو زمزمه کردند. .هنگامیکه باشنیدن هر صدای موزونی به دست افشانی وپایکوبی ونی نای نای می پرداختیم یا اون قصه های به شعر در اومده مصور؛ یازمانی که الفبای زبان مادریمان را می آموختیم ؛ اسمش میم صداش... و هنگامیکه... انسان از دیرباز به اثر موسیقی در هیجان زندگی ، اتفاق های روزمره پی برده بود .
در تمام تحرکات ؛ جنگها و انقلاب های بشر ، موسیقی نقش بسیاربزرگی را ایفا کرده . البته این خدمات یا ضربه ها متقابل بوده .به همین صورت انقلاب ها و دگرگونیهای اجتماعی؛صنعتی و سیاسی نیز اثراهای به سزایی(چه پیش برنده چه پس برنده)در موسیقی داشتند. صد البته این اثرها در اون واحد بدون ترتیب صورت پذیرفته (مانند قضیه اول مرغ بوده یا اول تخم مرغ) یعنی درست همون زمانیکه موسیقی بر تحولات تأثیر گذاشت؛تحولات هم در حال تأثیر بر موسیقی بوده اند چه بسا موسیقی هم به عنوان یکی از حلقه های اساسی جامعه نمی تواند از دگرگونی درامان بماند . تأثیری که انقلاب صنعتی بر موسیقی غرب گذاشت یا انقلاب ایران بر موسیقی ما (دوران رکود در دوران انقلاب وپس از آن )یا انقلاب فرانسه وروسیه ؛ حمله تازیان به ایران و یا تهاجم مسلمانان به اسپانیا ؛جنگ جهانی اول و دوم؛ جنگ ویتنام(اوج گرفتن سبک راک / راک اند رول) و نقش متقابل موسیقی و دگرگونیهای فرهنگی ؛ اجتماعی . از این بحث می خوام یه نتیجه بگیرم که موسیقی امری اکتسابی نیست و کاملا غریزی و ذاتی هست . موسیقی زبان مشترک تمام موجودات جهان هستی ست .واپسین سطر های این پست می خوام با یه سوال تموم کنم تا در موردش شما بنویسید .
الان انتخابات (انتصابات)پیش رو هست .انتخاباتی که نمی خوام در مورد رای دادن یا ندادن ، به کی رای دادن صحبت کنم (صد البته که همه میدونیم رای دادن یعنی خیانت). .یکی مثل میر حسین موسوی میاد از نخستین سرود ملی ایران (نام جاوید وطن/صبح امید وطن_جلوه کن در آسمان/همچو مهر جاودان...)استفاده می کنه یا احمدی نژاد با تغییر جزیی دادن در سرود ای ایران (ای مرز پور گهر...)به دنبال جمع آوری رای هست .
به نظر شما استفاده ابزاری از موسیقی برای به آرمان رسیدن یک گروه یا یک نظام و یا پدیده خاص سیاسی ؛ اجتماعی صحیح است ؟ نفس هنر را زیر سوال نمی برد ؟ و اصولن رسالت هنر و به خصوص موسیقی چیست؟
" نیما / 31 اردیبهشت ماه / 1388 "
با سپاس بی پایان
..::بدرود::..
..::درود::..
همه ما مي تونيم آهنگ ساز باشيم و هستيم . اگر بتونيم يه ملودي جديد رو زمزمه کنيم که دوستان و آشنايان نشنيده باشند (کپي هم نباشه) ميشه گفت که ما يه آهنگ ساختيم . يا حتي یک چکامه رو با دهن با آهنگ خودمون بخونيم . اون موقع اگه پول داشته باشيم مي تونيم به يک تنظيم کننده بگيم بياد اونو تنظيم کنه و بريم دنبال مجوز , سی دی بديم و پولدار و معروف بشيم !! تازه روي سی دی مي نويسند آهنگ از ... (نیما)!!! .
البته به اين سادگيها هم نيست , راستش آهنگ بايد فرم داشته باشه و آهنگ ساز بايد يه اطلاعاتي از اينکه فرم يک موسيقي با توجه به سبک اون چي هست داشته باشه. ولي بگم, نه بايد تحصيلات زياد تو موسيقي داشته باشيد و نه لازمه ساز بلد باشيد. کافيه خلاقيت لازم براي بوجود آوردن نغمه هاي زيبا رو داشته باشيد. چي فکر کردين اينهمه نغمه هاي قديمي و محلي داريم که مال صدها سال پيش هستند اونها که تحصيلات موسيقي نداشتند. ذوق و سليقه داشتند زمانی که مي رفتند به دشت و صحرا شعر ميخوندند که حالا شده آهنگ و بسياري از اونها معلوم نيست اصلن از چه کسي هستند .
اما به طور معمول آهنگ ساز هاي ما با نواختن ساز آشنا هستند . اون چيزي که من تا بحال ديدم بیشتر آهنگ سازها با پيانو آشنا هستند چون آهنگ سازي باهاش راحت تر از ساير سازهاست, گيتاريست ها هم چون آکورد ها رو خوب ميشناسند آهنگ ساز هاي خوبي از آب در مي آيند . اگه سوادش رو داشته باشيد مي تونيد هارموني موسيقي رو هم خودتون در بياريد البته اجبار نیست .
اما تنظيم , کار سختيه صدرصد هنر نيست ولي شايد ۵۰ , ۵۰ بين هنر و تکنيک تقسيم شده باشد.تنظيم کننده مياد آهنگ شما رو براي ۱, ۲, ۳ يا ۴ يا ۵ يا ... حتي يک ارکستر مي نويسه. به اينصورت که گیتار الکتریک چی رو بايد بزنه و درامز چي رو بايد بزنه. خلاصه تنظیم کننده مسئوليت رنگ آميزي آهنگ رو بعهده داره. اينکار اونقدر مهم هست که ميتونه آهنگ شما رو حتي اگه ملودي خيلي ضعيفي داشته باشه به بهترين آهنگ تبدیل کنه و يا به مزخرف ترين آهنگ ها .
يه مثال ساده اين آهنگR E M_losing my religion است که خیلی خوب بود , همه ما اين آهنگ رو شنيده ايم بارها و بارها ولي مطمئن هستم هر دفعه يه جور بوده. يکي با پيانو خالي يکي با ارکستر بزرگ , يکي با سازهاي الکترونيکي , يکي به سبک rock بوده و يکي کلاسيک .... . در واقع آهنگ ساز اثر رو خلق کرده (هموني که شما ميتونيد زمزمه اش کنيد) و بعد تعداد زيادي افراد اومدند و اونرو تنظيم کردند .
" نیما / 25 فروردین ماه / 1388 "
سبز و سالم بمانید
..::بدرود::..
..::نیک روز::..
به راستی سبب اینکه کسی ، و یا شخصی در نوازندگی ؛ آهنگسازی و در کل موسیقی دارای استعداد است چیست !؟ من خودم در نگاه نخست خانواده ای رو که اون شخص در آن زاییده شده و رشد یافته رو تاثیر گذار می دونستم ولی آیا براستی کسی به مانند کرت کوبین مگر خانواده داشته که حال بگیم آنها روی اون تاثیر گذاشتند و یا فضا را برایش فراهم کرده اند !!
تا شش ماه پیش جوابی وجود نداشت تا به آن بسنده کنم اما در حال حاضر قضیه فرق می کند ، یعنی شش ماه پیش سبب این نبوغ کشف شد ، سبب نبوغی که چه بسا مایه آن است همیشه نام ویوالدی ، باخ ، موتزارت ، بتهوون و هایدن بر سر زبانها باقی بماند .
نزدیک به دو سال است که پژوهشگران علم ژنتیک و علاقه مند به موسیقی ، به دنبال آن اند تا این استعداد را با علم ژنتیک تفسیر و شاید هم توجیه کنند . پژوهندگان فنلاندی ژنهایی را روی کروموزمهای 4 و 18 کشف کردند که کارگذار یادگیری نت های موسیقی هستند و استعداد موسیقی در این ژنها نهفته است. اندیشمندان پژوهشگاه دانشگاه هلسینکی که نتیجه یافته های خود را در مجله " Journal of Medical Genetics" منتشر کرده اند با انجام آزمایش های ژنتیک مولکولی روی گروهی ازمردم عادی و موزیسین های به نام فنلاندی از جمله " توماس كانتلبين" موزيسين به نام فنلاندي ؛ به این نتیجه ها دست یافتند .
در این پژوهشها کشف شد که در منطقه ای واقع در کروموزم 4 که محتوی حدود 50 ژن است استعداد موسیقی نهفته است. همچنین دانشمندان فنلاندی در کروموزم 18 منطقه دیگری را کشف کردند که با یادگیری موسیقی مرتبط است. در گذشته جهشهای این منطقه برای بیماری ارثی "دیلکسی" کشف شده بودند. بیماران مبتلا به "دیلکسی" توانایی یادگیری خواندن و نوشتن زبان را ندارند . این کشف نو هم آرش واکنشهای میان زبان و موسیقی است که بی گمان بر یکدیگر اثر گذارند . نتیجه ها این تحقیقات نشان می دهد که یادگیری نت ها و استعداد موسیقی در DNA نوشته شده است و بنابراین می تواند در میراث ژنتیکی همگی وجود داشته باشد اما جهش های کوچکی که در این ژنها ایجاد می شود می تواند میزان استعداد موسیقی را تعیین کند .
این جهش همان به فکر بودن خانواده است که ذهن کودک را در همان دوران نخستین با موسیقی درگیر کنند . یکی از مهمترین آزمایشاتی که در این پژوهش انجام شد "تست کارمای موسیقی" (karma music) است. این آزمایش، توانایی شنوایی را برآورد می کند .
این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند : "ما مشاهده کردیم که در آزمایش کارما کودکان بسیار کم سن می توانند همانند موسیقیدانان حرفه ای موسیقی را بشنوند و درک کنند . این مسئله به وضوح نشان می دهد که بعضی از تواناییهای موسیقایی از زمان تولد در ما ریشه دارند . همچنین این "کارما" نشان داد افراد مبتلا به دیلکسی به دلیل پایه های مشترک زبان و موسیقی در کروموزم 18 توانایی درک بالای موسیقی را ندارند . "
پس در انتها باز هم از خود می پرسم , آیا براستی چاک شلداینرها 50 ژن واقع در کروموزوم 4 آنها فعال تر بوده یا این شاهکارها از جاهای دگری آب می خورند !!!
" نیما / 6 اسفند ماه / 1387 "
کامیاب و دور اندیش باشید
..::بدرود::..
..:: درود ::..
موسیقی آن چیزی است که 3 عامل رو داشته باشه حالا در هر سبکی این 3 عامل به طور خاص و با سازهای خاصی اجرا میشن و سبکی که این 3 عامل رو نداشته باشه میشه گفت موسیقی نیست! پس هر چیزی که ما به عنوان صوت گوش میدیم موسیقی نیست موسیقی آن چیزی است که این 3 عامل رو حتمن داشته باشه :
حالا هی میگم این 3 عامل بدون این که اسمی ازشون ببرم ، منظورم از 3 عامل ملودی ، ریتم . هارمونی است .
هر کدام از این عامل ها تعریف به خصوصی دارند که در هر یک از کتابهای تخصصی موسیقی به شکلی بیان شده اند که در کل به صورت زیر هستند :
ملودی : ملودی از لفظ یونانی ملس ( Melos) به معنای پیوستگی گرفته شده و اگه بخوایم تعریف کنیم عبارت است از صداهای هماهنگ و پی در پی که به گوش انسان خوش باشد . ملودی از حس درون انسان حاصل می شود و بیان کننده شادی ، غم و دگر حالت های روحی و درونی انسان هست .پس بنا بر این تعریف ملودی یکی از مهمترین قسمتهای موسیقی ست .
ریتم : ضربه های پی در پی آهنگ و برای موزون کردن ملودی به کار می رود یعنی ریتم زده می شود و بعد ملودی روی ریتم نواخته می شود . جمله خوبی در یکی از کتاب های موسیقی به نام " کتاب تفسیر موسیقی از کلاسیک تا دوره معاصر" نوشته شده است که : اهمیت ضرب در موسیقی به اندازه اهمیت وزن در شعر است . نمیخوام زیاد وارد بحث تخصصی موسیقی بشیم و انواع وزنها رو شرح بدم چون پیش از اون باید نتها رو شرح بدم فقط اینو بدونیم که ریتم در زیر ملودی قرار داره و اون وزن آهنگ رو حفظ میکنه . . .
هارمونی : هارمونی در موسیقی یعنی همنوازی یعنی اینکه چند ساز ( دست کم دوساز) با هم یه تیکه ای رو بزنند حال به چه صورت ؛ بدین صورت که یک ساز از نتی نواختن را آغاز می کند ( به طور مثال از می ) و دگر ساز یکی از 3-4 نت زیر تر همان نت ساز نخست را شروع می کند به نواختن ( مثلا از لا ، سی ) که با توجه به گام هست و نباید خارج از اون باشد ( گام: پی در پی بودن 7 نت پی در پی هست که با فاصله معین از هم نواخته می شوند ) هارمونی قانون نداره که حالا حتما 3-4 نت بعد تر یا پیش تر! اصلن موسیقی به نظر من قانون نداره و همین بی قانونیش هست که قانونی رو براش به وجود میاره ... پس هارمونی خیلی خوبه که تو موسیقی حفظ بشه و داشته باشیم . هارمونی ممکنه بین سازهای مختلفی در ارکستر سمفونی هم دیده بشه که امکان داره دو ساز دقیقن از یه نت با هم قطعه ای رو بنوازند وقتی اینگونه هست سازهای متفاوت با یکدیگر ترکیب می شوند . ... برای مثال در مورد ارکستر و کارهای کلاسیک میتونیم به کارهای استاد هارمونی و کسی که تو هارمونی و به کار بردن اون واقعن نابغه بوده و کسی نیست جز یوهان سباستین باخ اشاره کرد ....
هارمونی های بین هارپسیکورد و فلوت و ویولون از شایعترین هارمونی سازی است که باخ استفاده کرده و اکثر کارهای او دو قطعه یک هارمونی خاصی دارند که انگار دارند دو انسان با هم بعضی وقتها صحبت میکنند و یا دو بلبل به نغمه سرایی میپردازند .... هارمونی در موسیقی بسیار زیبا ست و استفاده از آن می تواند یک اثر را در خاطر انسان ماندنی تر کند .
پس کل حرف من اینه که هر چیزی که می نوازیم و می شنویم به حساب موسیقی ننویسیم ( امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشید )
موسیقی دست کم باید این سه عاملی که گفتم را داشته باشد !!
" نیما /5 بهمن ماه / 1387 "
پایدار و برقرار باشید
..:: بدرود ::..
..::درود::..
1. موسیقی در جامعه امروزی ما
جامعه ای داریم ناآشنا به موسیقی – در سیستم آموزش مدرسه های کشور ما فراگیری موسیقی جایی ندارد .در سیمای تلویزیون ما جایی نیست برای ساز – نسلی که ساز ندیده است .
این بیگانگی با موسیقی سبب آن می شود که مرکز های داخل دو نیم کره مغز که مربوط به درک و پردازش فعالیت های موسیقی هستند تربیت نشوند و حساسی شنوایی افراد در زمینه موسیقی پایین بماند . نیم کره ای که با موسیقی رشد می کند و این قسمت نیم کره دستورهای حرکتی ما و درک احساسها را کنترل می کند .
این سلیقه بد موسیقیایی مردم و عادت کردن گوش جوان ها به آواها و واج هایی که به نام موسیقی وجود دارند سبب بهره وری پایین فعالیت های روزانه و نبود خیلی چیزهای دیگر در جامعه می باشد جای بسی شادمانی ست که در چند سال گذشته گروها و افرادی آمدند و با پخش کردن نوعی موسیقی که بیشتر با نام موسیقی تلفیقی از آن نام برده می شود , اندکی سلیقه موسیقیایی مردم را اگر هم نتوانست بالا ببرد آن را " انگولگ " کند .
این خلا موسیقی وجود دارد تا هنگامی که در سن های 16 تا 20 سالگی علاقه و نیاز به موسیقی خود جوش پدیدار می شود .بی آنکه علمی به پیش نیاز های موجود داشته باشند , ساز گرفته و به کلاس نوازندگی می روند .
و این داستان همچنان ادامه دارد . . .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
2.مقدمه ای بر موسیقی درمانی
افلاطون فیلسوف بزرگ یونانی عقیده داشت که موسیقی برای ادامه حیات بشر ضروری ست و حس مشاهده ,نوع برداشت , عاطفه ی روحی و هوش افراد را بالا می برد . بنابر این می توان ردپای موسیقی در غرب را و کاربرد آن در درمان بیماری ها را تا 23 قرن گذشته نیز دنبال کرد . . .
موسیقی درمانگران با انجام پژوهشها و کاربرد تکنیکهای موسیقی درمانی نتیجه های ارزنده و پیشرفت های چشمگیری در زمینه های مختلف پزشکی و توانبخشی به دست آورده اند . در کاربرد موسیقی به منظورهای درمانی , وضعیت روحی و شرایط هر فرد باید به طور جداگانه مورد توجه قرار گیرد و از زیاده روی و کم کاری جلوگیری کرد . موسیقی درمانی در خدمت های پزشکی و اجتماعی و زندگی فردی نتیجه ای ارزنده در پی داشته است .
موسیقی درمانگران لازم نیست که به گفت گوهای گسترده با درمانجو بنشینند وآنها برای ارتباط با درمانجو به جای واژه ها , از موسیقی و فعالیت های آن استفاده می کنند . درمانگر تلاش بر این دارد که ارتباط با درمانجو را محکم و استقامت بخشد و به جز آشنا کردن و روبرو سازی درمانجو با تجربه های نو موسیقی ,سطح کارکرد وی را بهبود بخشد . انتخاب دقیق نوع موسیقی و فعالیت های آن بستگی به میزان دانش و معلومات درمانگر از تاثیر موسیقی بر رفتار آدمی و درک ضعف ها و قوت درمانجو و هدف های درمانی دارد .
درمانجویان با شکل های مختلف مشکلات روحی و جسمی و اختلالات عاطفی-اجتماعی می توانند از خدمت های موسیقی درمانی بهره مند شوند . برای استفاده از خدمت های موسیقی درمانی شرط سنی وجود ندارد و بیماران از نوزاد تا سالخورده می توانند تحت درمان قرار گیرند .فعالیت های موسیقی درمانی هدف های درمانی مختلفی جهت تغییر در رفتار و وضعیت درمانجویان دارد تا سطح کارکرد جسمی-روانی وعاطفی و اجتماعی آنها را بهبود بخشند وباید توجه داشت که کار درمانگر با معلم موسیقی که تنها قصد آموزش موسیقی دارد , بسیار متفاوت است .
برای برنامه ریزی موثر در درمان , هر درمانجو باید به طور جداگانه زیر نظر قرار گیرد . با توجه به نوع علاقه و نقطه های ضعف و قوت درمانجویان باید فعالیت های موسیقی مناسبی برنامه ریزی شود . به عنوان مثال درمانجویانی که هماهنگی حرکتی – روانی ندارند , به منظور درمان آنها , تماس با سیم های گیتار کلاسیک و الکتریک توصیه می شود . مطابقت دادن مفهوم ها و سبک ها و سازهای موسیقی با میزان فهم و توان پاسخگویی هر درمانجو, مهم ترین سبب ایجاد ارتباط درمانی موثر محسوب شود .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
3.تمرین های بالینی با درمانجویان متفاوت
موسیقی درمانی برای گروهای متفاوت درمانجو موثر شناخته شده است . لاتوم در بررسی خلاصه ای از تاریخ موسیقی می گوید که موسیقی درمانگران با درمانجویان مختلف از کودک تا سالخورده کار کرده اند .درمانجویان , از بیماری های مختلفی از جمله اختلالات روانی , ناتوانیهای رشد , ناتوانیهای جسمی ناشی از آسیبهای عصبی , معلولیت های ارتوپدی , آسیبهای حسی و دیگر اختلالات رنج می بردند و درمانگران برای درمان آنها از روشهای مخصوصی استفاده کرده اند . موسیقی به طور موثر می تواند رفتارهای مطلوب عقب ماندگان را تحریک کند . به علاوه ,با حرکت ها و ریتم موسیقی می توان مهارتها و هماهنگی حرکتی را بهبود بخشید .افراد عقب مانده با شعرهای مخصوص می توانند در انجام کارهایی نظیر پوشیدن لباس و مسواک زدن مهارت کسب کنند . خواندن سرود و آواز می تواند نقطه ی شروعی برای رشد زبان و مهارتهای ارتباطی و کلامی باشد .با شرکت در فعالیت های گروهی موسیقی می توان رفتارهای اجتماعی مناسب را یاد گرفته و مهارتهایی درهمکاریهای گروهی کسب کرد . البته این نکته نیز مهم است که دامنه ی آهنگ با دامنه ی توان عقب ماندگان مقایسه میشود .به طور معمول در این بخش از موسیقی کلاسیک و راک استفاده می شود.
موسیقی برای کودکانی که ناتوانی یادگیری دارند نیز می تواند مفید واقع شود .کودک مبتلا به ناتوانی یادگیری دارای مشکلات خاصی در درک کردن یا فرایند های بیانی ست که به کارکرد یادگیری وی آسیب زیادی میرساند .خواندن (مطالعه کردن ) یکی از مهمترین زمینه هایی است که کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری می توانند با گوش دادن به قسمت های خاصی از موسیقی بتهوون و آواز های کر و اپرا به تمرکز حواس خود کمک کنند .
موسیقی درمانگران برای کمک به تقویت هوشیاری و تشخیص شنوایی ، از بلندی و کوتاهی ,سرعت و زیر و بم صدا استفاده می کنند . برای آموختن مفاهیم فضایی , از ریتم و نظم موسیقی کمک می گیرند . همچنین آواز ها و فعالیت های موسیقی می تواند قدرت خواندن و سایر مهارتهای تحصیلی را بالا ببرد .در این یادگیری ها , درمانگران نقش اصلی را بازی می کنند . آنها هنگام کمک به درمانجو باید از واژه هایی که با هوشیاری گزینش شده اند استفاده کنند و با جمله های کوتاه سخن بگویند . در این فرایند می توان از وسیله های کمکی قابل لمس یا دیدن نیز استفاده کرد و در ضمن چرایی مشکلات درک درمانجویان , باید وقت کافی برای تقلید , تکرار و پاسخ به آنها داده شود .
موسیقی برای درمان معلولن ارتوپدی نیز کاربرد دارد . معلولان ارتوپدی افرادی هستند که علاوه بر محدودیتهایی در فعالیت های بدنی ,از ناکامی ها و تنش های درونی نیز رنج می برند و به همین دلیل ممکن است افرادی پرخاشگر , گوشه گیر و خیال پرور باشند و به احتمال فراوان رفتارهای کودکانه بروز بدهند .جهت بهبود و جبران این ناکامی ها و تصوری بهتر از وضع خود , این دسته از معلولان به فعالیت هایی احتیاج دارند . موسیقی درمانی ضمن بهبود وضعیت مفصل ها و ماهیچه ها و افزایش هماهنگی در حرکت معلولان ، احساس کامیابی و رضایت آنها را نیز به فزونی می برد .فعالیت های موسیقی درمانی به طور موثری نگرانی و دلهرهای پیش از عمل جراحی کودکان را کاهش می دهد و علاوه بر آن کودکان را به بازی درمانی بیشتر می کشاند و موسیقی همچنین به بچه هایی که دچار آسم می باشند کمک می کند تا هیجانها و ناکامی های خود را بروز نمایند .
برنامه های نوار موسیقی , آستانه ی تحمل درد را در بیماران بخش های خاص و ویژه به مانند (ccu) را افزایش داده ,افسردگی , تپش قلب و نگرانی و دلهره را کاهش میدهد . پژوهشها نشان داده است که موسیقی متن استرس را به طور قابل توجهی کاهش داده و در چنین موقعیتی موجب آرامش فرد می گردد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
4. جستاری در موسیقی ایران و موسیقی درمانی در ایران
کهن ترین همنوازی جهان در چغامیش نزدیک رذفول صورت گرفته است که نشان از درک موسیقیایی آن دوران ایرانیان است .
در ایران باستان ؛ باربد (مشهورترین نوازنده دوره ی ساسانی ) برای هر روز ,هر هفته , هر ماه , و هر یک از جشن ها ی ملی سروده و نوایی فراهم آورده بود , و از آن برای فراهم آوری آرامش محیطی و فضایی استفاده می کرد .
تمام اینها نشان از آن دارد که :
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد ,
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
و بی توجهی ما به این گران مایه فرهنگ نشان از بی سامانی چیستی ما ست .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
استفاده از موسیقی در مراسم بخصوصی طی تشریفاتی خاص در برخی از مناطق ایران مثل مناطق تركمن نشین، سیستان و بلوچستان و مناطق ساحلی جنوبی ایران كماكان رواج دارد. در بلوچستان بیماری گواتی تنها بوسیله و طی مراسمی خاص بهبود می یابد. فرد مبتلا كه به عقیده مردم این ناحیه درونش بوسیله گوات یا بار تسخیر شده است و رفتارش را تحت كنترل گرفته است با كمك مادر گواتر كه رهبر و اجرا كننده مراسم است به مرحله از خود بیخود شدن هدایت می گردد و به این صورت بهبود می یابد. در سواحل جنوبی ایران بخصوص اهالی جزیره قشم معتقدند كه بادهایی در بدن بیمار حلول كرده است كه موجب ناراحتی های روانی در او می شود آنها معتقدند كه این بادها از آفریقا رسیده اند و انواع مختلفی دارند جن، نوبان، مشایخ و زار از آن جمله هستند. حتی معتقدند بادها كافر و مسلمان هم دارند بادهای كافر آدم را بیشتر اذیت می كنند زار یك نوع باد كافر است كه مبتلایان را بیشتر می آزارد در جزیره قشم مریض روانی را پیش "ماماخینفه " و "بابامردیش" می برند آنها واسطه درمان هستند، مثلن باد زار از زبان بیمار با آنها سخن می گوید بیمار وقتی به مجلس وارد می شود بعد از روبوسی با حضار مجلس كه "اهل هوا" نامیده میشوند در مراسم شركت می كند و منتظر می ماند تا صدای ساز و دهل اهل هوا نفس باد را ببوید سپس مدتی در تنهایی خود می نشیند تا باد مزاحم را آسوده بگذارد و انگشتری خرج سفره اهل هوا می شود تا بیمار بهبود یابد. اهل هوا معتقدند كه هر نوع بادی با رقص و آهنگ بخصوصی از بدن بیمار خارج می شود. باید توجه داشته باشیم كه استعداد تلقین پذیری بیماران در این زمینه بسیار مهم و حائز اهمیت می باشد. مثلاً وقتی همراه با مراسم معالجه شكل جن را كه در بدن بیمار نفوذ كرده است را كشیده و آن را آتش می زنند و با جن ها صحبت می كنند و وارد مذاكره می شوند بار تلقینی چنین آدابی همراه با حركات و آواز و اشعار در بیمار هیستری اثر می كند و خود را نجات یافته می بیند چرا كه بیمار هیستری بطور ناخودآگاه دچار هیجان می گردد و چون جنبه ارگانیكی در میان نیست بیمار بهبود می یابد و آنها از روی كمی اطلاعات آن را به عوامل ماورای طبیعت نسبت میدهند اما در بیماران سایكوتیك كه هذیان و توهم دارند قراردادن آنها در چنین مجالسی درمان آنها را بیشتر به عقب می افكند تا اینكه بار درمانی داشته باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۸. موسیقی متال و هنر موسیقی درمانی ,
یکی از ویژگی هایی که موسیقی متال به خود گرفته این است که با گسترش اون و شاخه شاخه شدن نیز توانسته به حیات خود ادامه دهد و در این میان دارای شناسنامه و استایل های زیبایی شناختی فراوان و متفاوتی نیز شود , با تکیه بر این زیبایی شناسی که در نگاه نخست از معنای زیبایی به دور است توانسته در کشور نروژ در فرآیند هنر درمانی نیز به کار گرفته شود , به خصوص برای تمرکز فزآینده با جداسازی صدای سازها و برای هماهنگی حرکتی نوجوانان معلول درمانجو , با گیتار الکتریک و افزایش سطح حرکتی آنها در فرآیند هنر درمانی .
بدین سبب است که گوییم متال همان کور سو شمعی ست که خورشید شد .
" نیما/ 22آذر ماه/ 1387 "
پیروز و پارسا باشید
..::بدرود::..
کتابشناسی :