درود بی کران به همراهان من بی همراه !!!!!!
"هر کس از موسیقی برداشت متفاوتی دارد و تصویری جدا در ذهنش نقش می بندد ."
بسیاری از مردم ، موسیقی را "خالصترین" هنر یا هنر انتزاعی می دانند که چندان از دنیای خارج یعنی طبیعت ، جامعه و تاریخ ، تاثیر نمی پذیرد. بلکه تاریخ موسیقی با این گفته در پارادوکس است . منظور از تاریخ تنها تاریخ زمانی موسیقی نیست . موسیقی از لحاظ سبک و شکل دستخوش تغییراتی شده است – مانند رنسانس ، باروک ، روکوکو ، کلاسیک ، و رمانتیک – که اهمیت بسیاری برای آهنگسازان مدرن عصر حاضر دارد . و با تغییرات مشابهی در هنر های دیگر نیز هم راستا بوده است که در این راه هنر های دیگر وام دار موسیقی بوده اند . این تغییرات ، بر تحول های جامعه اروپا از سده پانزدهم تا سده نوزدهم منطبق بوده است .
موسیقی ، تصویرهای "چشمی" یا دیداری به شیوه ی نقاشی و ادبیات ، از دنیای خارج فراهم نمی آورد. بلکه تصویرهایی صوتی از دنیای خارج می آفریند که همانند تقلید از آواز پرندگان ، صدای راه رفتن ،رعد ، و صدای باد و باران هستند ، ولی اینها جنبه ی ظاهری هنر موسیقی به شمار می روند. موسیقی از لحاظ شیوه ی بیان با هنر های دیگر تفاوت دارد ، ولی از لحاظ ماهیت بنیادی اش به عنوان هنری که پاسخ یا واکنش انسان به دنیای خارج یا زندگی درونی وی را مجسم می کند ، تفاوتی با آنها ندارد .
.
.
.
. . . (من کامل خواهم شد !!!)
+
به تحریر در آمده شنبه سی ام آبان 1388ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط sAcrAt
|