درود بر شما
متنی که می خوانید نوشته شده توسط رافایلا اویلبرگ در سال 2008 ؛ که به بررسی حضور و سبب حضور نداشتن زنان در عرصه موسیقی پرداخته است و بوسیله پریسا رضایی ترجمه شده است .
For : Dark man , Nightmare & Anarshist
در میان همه حوزههایی که جهان زنانه را تشکیل میدهد ، به موسیقی ساخته زنان میرسیم : نداهایی ناشنیده ماندهاند ، نداهایی از سر شادی ، شکایت ، آسوده دلی ، خشم و . . .
موسیقیدانان زن آن عدهای هستند که خاموش نماندهاند ، بلکه به صدای خود طنین بخشیدهاند ، ضرب اهنگهایی ایجاد کردهاند و با آلات موسیقی ، اصواتی ساختهاند که نمیتوان آنها را ناشنیده گرفت . شاید برخی زنان موسیقی را به عمد به عنوان ابزاری بیانی به کار بستهاند ، زیرا موسیقی مرزهای زبان مرد محور ما را زیر پا میگذارد . شاید موسیقی بهتر از آنچه از کلام بر می آید ، قادر به انتقال دادن بلاواسطه احساسات است .
موسیقی زنانه بیتاثیر نیز نبوده است . طنین موسیقی ، به گوش میآید . تصنیف موسیقی نیز فقط به معنای تولید اصوات عاری از زمان نیست . موسیقی همواره پیوندی با فرهنگ داشته و فقط در چهارچوب فضای اجتماعی که در آن قرار دارد به شکل یک کل قابل درک است . به این ترتیب ، موسیقی که گوشهای ما میشنوند ، همواره موسیقی است که در نظام پدر سالارانه پدید آمده است . حتی آسمانیترین نواها نیز به دست انسانهایی پدیدار شدهاند که تحت تاثیر ساختارهای اجتماعی بودهاند که در آن میزیستهاند .
هر زمانه و فرهنگی شیوههای بیان موسیقایی خاص خودش را دارد : کتاب محمد عتیق درباره زنان الهیات شناس و موسیقیدان ، از زنان آوازه خوان حرفهای و زنانی حکایت میکند که ترانههای شکوه آمیز یا فاتحانه سر میدهند . چرا فقط ترانه مشهور میریام نیست که شاهدی بر زنان موسیقی سرا در اسراییل کهن به شمار میآید و جنبه سیاسی موسیقی را بر ما آشکار میکند .
در قرون وسطی با ویژگی مسیحی آن ، زنانی که موسیقی پرداز بودند ، گوش شنوایی نمییافتند . فردی مانند هلیده گاردفون بینگن یک استثنا محسوب میشد . در همه فرهنگها ما شاهد آن هستیم که موسیقی در آیینهای دینی بسترهای خاص یافته است .
محروم ساختن زنان از موسیقی کلیسایی بخشی از تحقیر زنان از جنبه تبلیغات دینی بود . از این روست که ارگ کلیسایی که در آیین عبادی مسیحی بیشترین کاربرد را دارد ، ابزاری در سیطره مردان به شمار میرفت .
زنان ارگ نواز تازه بعدها آهسته آهسته راه خود را به درون موسیقی کلیسایی و کلاسیک گشودند .
در کارگاه های طبل نوازی کریستینه برایت باخ ، از مادران روحانی ، به زنان این امکان داده شد که در فضای روحانی به موسیقی بپردازند .کوبیدن بر طبل تاثیری درمانی داشت : مردم صدای زنان را میشنیدند و فضا با صدای آنان پر میشد .اما آیا به کار بستن قوای درمانگر صدا نیز که قدیمیترین آلت موسیقی بشر است ، به گونهای درمانی عمل میشود . زنان در جلسات درمانی کارین وینن با خواندن ترانههای دسته جمعی ، قابلیت پیونددهنده موسیقی را تجربه و تاثیر درمان بخش به اصطلاح (ترانههای قدرت) را احساس میکنند .
تصنفات هلنه لیمبان ، متولد۱۷۹۷، تقریبآ ناشنیده میمانند .کاملیا دسوزا ، موسیقیدان که خود نوازنده ویلن سل نیز هست ، به دنبال ردپای این هنرمند زن بوده است که تصنیفات وی ترکیبآوایی فوقالعادهای را نشان میدهند . اما زنان در تاریخ موسیقی مغرب زمین ، فقط به عنوان شخصیتهایی موسیقی پرداز ظاهر نمیشوند . آنان در اداره سالنهای موسیقی موسوم به تالارهای موسیقی جهان در قرن ۱۸و۱۹ فعالانه شرکت میجستند . بسیاری از این تالارها برخاسته از اندیشههای برابر خواهی از سوی زنان بودند و آگاهانه خود را در گستردهای مجزا از جهان استیلا یافته مردان قرار میدادند . با این حال امروزه فقط زنان مصنفی که تحت حمایت از تالارها بوده و از این راه محبوبیت یافتهاند ، به شهرت رسیدهاند . از زنان دارای استعدادهای موسیقی نقش الهه گان هنر و موسیقی را برای مردان مصنف ایفا میکردند و الهام بخش آنان بودند .
در بررسی موسیقی زنانه این نکته را نیز مییابیم که زنان در عرصه بازار فروش موسیقی نیز پیشرفتهایی داشتهاند .
Rafaela Eulberg
sAcrAt
+
به تحریر در آمده جمعه نهم مرداد 1388ساعت 3:23 بعد از ظهر توسط sAcrAt
|