قضیه بر میگرده به 5 سال پیش ، زمانی که من سال آخر دبیرستان بودم . رفتن به دانشگاه تنها دغدغه زندگیم بود . هر ماه چهار هفته و هر هفته ، هفت روز میرفتم کلاس تا شاید بهم بگند دانشجو .
دوشنبه ها پیش از کلاس آمادگی سازی کنکور میرفتم دم کیوسک روزنامه فروشی برای گرفتن پیک سنجش ، یکی از همین روزا که رفته بودم پیک سنجش بخرم ، چشمم افتاد به جلد یه مجله ، که نوشته شده بود : "ویژه گروه های متال" .
درنگی بس طولانی . . . تا اینکه دکه دار صدا زد آهای پسر چی میخوای ، به خودم اومدم دیدم یه جلد از مجله تو دستم جا خوش کرده .
به جای اینکه برم کلاس رفتم تو یه پارک که ببینم چی دستمه .توی راه فکرم یه بعدی شده بود هیجان زده بودم از اینکه مجله ای در مورد موسیقی مقدس متال تو ایران چاپ شده ، رفته بودم تو فکر، این نوید روزهای بهتری برای این موسیقی در ایران بود . (فقط بود)
اسم مجله "خورشید نیمروز" ، نخستین کاری که کردم تو اسم گروه هایی که روی جلدش بود به دنبال بند های مورد علاقه خودم میگشتم . الان که بهش فکر میکنم میبینم اون وقت تونسته بود مخاطبش که من نوعی باشم رو راضی نگه داره ولی الان که دوباره بهش یه نگاهی می اندازم به نظر میرسه که تنها چیزی که در این مجله وجود داشت بیوگرافی بند هایی بود که در ایران طرفدار داشتند و دارند یا اینکه توقع من بالا رفته .
از سال 84 به این ور که بلاگرهای متال شروع به کار کردند هنوز هم اثر اون مجله رو میتونم حس کنم . از مقدمه مجله با نام "چرا موسیقی ؟ چرا متال؟" تا تمامی بیوگرافی های مجله هنوز هم در بلاگ ها پست داده میشند و با توجه به این که ما عادت نداریم منبع اطلاعاتمون رو لو بدیم کسی اسمی از این مجله نمیاره ، میشه نتیجه گرفت که خورشید نیمروز چه کمک به سزایی به متالرها و بلاگرها کرده !!! با تمام اینها جای افسوس بنا بر دو علت باقی است نخست آنکه چرا تنها یه شماره ؛ که سببش رو میتونیم خودمون حدس بزنیم و دوم آنکه این مجله هم نتونست دید جامعه ما رو نسبت به موسیقی مقدس متال تغییر یا حتا یه تکونی بده .
از اینکه چیز جالبی رو دست مایه پست قرار ندادم منو ببخشید ولی اگه شما هم موقع گشتن تو کتابخونه با چنین مجله ای برخورد می کردید همین کاری که من کردم انجام می دادید .
_
+
به تحریر در آمده پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط sAcrAt
|