|
.:(موسیقی متال):.زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ/آخر کم از آنکه دست و پایی بزنیم
|
موسیقی متال و زیر شاخه های آن
بعد از اينکه هارد راک تو بريتانيا شکل گرفت در اواسط دهه ۷۰ به آمريکا رسوخ کرد و گروههائی اين سبک رو با حال و هوای خاص و با سليقه آمريکائی اجرا کردن . استفاده ازآکورد های سنگين تر و شعرهای رويائی و يا ترسناک از خصوصيات اين سبکه که در اعتراض به وضعيت حاکم بر جامعه است. هوی متال هم برگرفته شده از blues/rock می باشد با صداهايی خشن تر و ممتد تر ولی همان اثرِ روانگردانی موسيقی اواخردهه ۶۰ را داراست. متال اثرِ blues را از بين برد و در عوض همان ريفهای قوی گيتار را باقی گذشت.
در اواخر دهه هفتاد هوی متال بعنوان يکی ازسبکهای موفق تجاری ظاهر شد که در واقع يکی از شاخه های rock & roll يا به بيانی بهتر فرمی تغيير يافته از آن است. در سه دهه بعدی ، موسيقی متال بعنوان عضوی جدا نشدنی از موسيقی روز و معمول مطرح شد و همواره در جدول پرفروشترين ها حضوری فعالانه داشت. بيشترِ مخاطبان اين سبک را نوجوانها بخصوص نوجوانان سفيد پوست تشکيل می دهند. منتقدين نيز نظرِ مثبتی راجع به اين سبک دارند و آنرا برخلاف باورِ عام، متال را موسيقی ای بر پايه خشونت و صداهای ناهنجار نمي دانند. بلکه بر اين باورند که گيتاريستهای اين سبک دارای تکنيک، سرعت و مهارت خوبی هستند. در تمام زيرشاخه های اين سبک نيز ديده می شود که گيتار به عنوان سازِ اصلی ايفای نقش می کند و اصولا گيتار محور اصلی موسيقی هوی متال را تشکيل می دهد و ريف همراه با سولو( تک نوازی ) نقش اساسی را بازی مي کنند. به طورِ خلاصه مي توان گفت که هوی متال همان راک اند رول است بدون ته مايه بلوز و فراز و نشيبهای خاص ريتمها. اين خاص بودن را در تمام شاخه های موسيقی متال، از پاپ متال گرفته تا ترش متال، می توان مشاهده کرد.در پایان اشاره میکنم که در موسيقی متال تمام سازها، نه فقط گيتار، با خشونت هر چه بيشتر نواخته می شوند.
گروههای معروف هوی متال دهه 70: Aerosmith - Kiss - AC/DC - Motorhead - Def Leppard - Iron Maiden
سبک متال امروزه خود به عنوان یک شاخهٔ اصلی شناخته میشود.از موسیقی متال که به علت خشنبودن آواها به این نام خوانده میشود، به خودی خود زیر شاخههای متعددی منشعب شدهاست. دههٔ هشتاد میلادی دوران شکلگیری کاملتر و تعالی این سبک به حساب میآید. یکی از گروههای شاخص دههٔ هشتاد گروه امریکایی متالیکا با سبک هوی متال را میتوان نام برد. موسیقی متال میخواهد در اشعارش اعتراض را به گونه مستقیم بیان کند.اولین گروه سبک متال بلک سبت با خوانندگی جان آزی آز بورن بود است .
موسیقی هوی متال از تکنیکی ترین و فلسفی ترین موسیقیهای جهان است. مفهوم شعرهای هوی متال همان طور که قابل لمس هست اعتراض امیز هم هست ولی با تاسف تمام درجامعه ما از ان بعنوان موسیقی مبتذل یاد میکنند و این موسیقی را بی ارزش مینامند(کسانی که این نقد را میکنند هیچی از موسیقی نمیدانند)شاید خیلیها نمیدانند که چرا گروههای هوی متال از چهرههای مستهجن استفاده میکنند :موسیقی ای که حرفش دفاع از حقوق بشر،اعتراض یا خیلی چیزهای دیگر است باید چهرههای اعتراض امیز داشته باشند
موسیقی متال نه تنها اشعار تو خالی سکس وعشق نیست بلکه در مورد مساعل مختلف از جمله سیاسی، فرهنگی اجتماعی وحتی افسانهای هم سخن به میان آورده و عاری از جملات بی معنا که موضوع اصلی موسیقیهایی مثل .......شدهاست.موسیقی که در عین سنگینی حرف خود را بیان میکند. متال ، واژهای که هر کدام از ما به نوعی با آن آشنا هستیم . تیپ ظاهری که اکثرا با نام متال یا هوی در بین قشری از مردم وجود دارد یا موسیقی سنگین و گوش خراش یا رفتار ضد هنجار و ارزش ... همه و همه تصوراتی است که از متال برداشت میشود ولی اصل و ریشهٔ این کلمه چیست و چه کسی یا کسانی آن را پایه گزاری کردند؟
انسان امروز باخو گرفتن به زندگی ماشینی خود را فراموش کرده و به همان ابزارکاری خود تبدیل میشود . بی توجهی و بی احساسی وی را فرا گرفته و دیگر به ارزشها و قوانین پایبند نیست و به همه چیز بی اعتنا میشود. مکاتب و مذاهب عده کمی را دور خود جمع کرده اندو نافرمانی به حداکثر رسیده و عدالت از بین رفته و تفکر مردم از آنها گرفته شده و زندگی ساختگی به آنها تزریق میشود در این میان عدهای میآیند و سخن از عدالت به میان میآورند و از حقوق پایمال شده انسانها سخن میگویند، محیط جدید امروزی را به آنها معرفی میکنند و از خطرها آگاه میسازند و روز به روز انسانهای زیادی را از مرگ معنوی و روحی نجات میدهند و جنبش عظیم متال را پایه گذاری میکنند
متال یک موسیقی عادی نیست بلکه یک جنبش عظیم فکری و تحولی درونی برای انسانهاست . جنبشی که از حقوق افراد دفاع میکند و قصد دارد با نشان دادن پستیها و رذالتها انسان را در مسیر اصلی خود هدایت کند و با ابزار سخت خود ، سخت ترین انسانها را فرو میریزد و انسان متکی به نفس و تفکر خویش را به وجود میآورد
زندگی از آن ماست بیاییم به شیوهٔ خودمان زندگی کنیم
این عده از هر عنصری استفاده میکنند تا اعتراض خود را نشان دهند ، از نوع لباسی که به تن میکنند از مدلهای ریش و موگرفته تا برخوردهای اجتماعی ، ... همه و همه نشانهٔ اعتراض آنها به زندگی تزریق شده و واهی است .
ولی تفکرات غلط و اشتباه در مورد متال چگونه شکل میگیرند که عدهای آن را ناهنجار و موسیقی خشونت میخوانند متال پس از جنگ جهانی دوم پایه گزاری شد ، واقعهای که بر روی همهٔ کشورهای جهان مخصوصا کشورهای اروپایی تاثیر بدی گذاشت و همه ملتها با مشکلات جدی روبرو شدند . جنگ فرزندان خود را بلعید و قهرمانان میدانهای نبرد با وجود رشادتهای فراوان کنار گذاشته شدند و فساد همه جا را پر کرد و این آغاز زندگی بی محتوا و خالی از ارزش برای انسان بود و به تدریج انسان را از هالهٔ انسانیت خارج کرد . حکومتهای سیاه به بهره کشی سیاسی و اقتصادی از مردم پرداختند و زندگیشان را ازشان گرفتند
"اینک جهان رفته و من تک ماندهام ، پروردگارا! یاری ام ده ! به امید مرگ نفسم را در سینه حبس میکنم ، پروردگرا خواهش میکنم یاری م ده تاریکی زندانی ام کرده ، همه آنچه میبینم ، ترس و وحشت مطلق نه یاری زیستن ندارم نه توان مردن ، در دام افتاده در درون خود "متالیکا –تنهاThe One
متال یک عامل اساسی در برابر خفقان و سکوتی بود که دولتها به وجود آوردند ، با صدای بلند و کوبنده فریاد میزد و حقوق خود را طلب میکرد و مردم را آگاه میساخت
" گرگهای قدرت به در خانه ات کمین کردهاند میشنوی؟ چون سایه به دنبال تو هستند به زودی فرو مینشانی اشتهایشان را آنها میبلعند زیر چکشهای عدالت خورد خواهی شد، به خاطر قدرت!"
در این زمان حربه حکومتهای سیاه به کار گرفته شد و سعی بر این داشت که چهره این موسیقی را نزد مردم خراب کنند و مردم را نسبت به آن بی اعتماد کنند ، آلیس کوپر تحت فشار قرار گرفت و مورد تمسخر مورم شد ، آزی آزبرن به جرم شیطان پرستی !!! به دادگاه کشیده شد ، بزرگانی چون فردی مرکوری مورد انتقادهای شدید قرار گرفتند و ... با این وجود این جنبش به کار خود ادامه داد و موفق شد بر این توطئهها پیروز شود و این سبب شد که مخالفان این موسیقی به فکر توطئهای دیگر برای بد نامی این موسیقی بیافتند و آن آسیب از درون بود ، انحرافات و اختلافات به وجود آمد ، عقاید بی ارزش مطرح شد و کیفیت اشعار پایین آمد و مفاهیم پوچ و بعضی عاشقانه جای اشعار والا و گرانقدر راجر واترز ، جیمز هتفیلد ، رونی جیمز دیو ، آزی آزبرن ، اریک آدامز و ... را گرفتند تا اینکه امروزه از هر صد گروه متال ، تنها یک گروه اصیل وجود دارد و این عاملی شد تا با نام متال هر سوء استفادهای بکنند و از ارزش و اعتبار این موسیقی بکاهند، کرت کوبینهای زیادی دست به خود کشی زدند و آلیس کوپرهای زیادی گوشه نشینی را اختیار کردند، اکنون افتخار«هیم» اشعار عاشقانه این گروهاست و این چیزی نبود جز آجر دیگری در دیواری که پینک فلوید از آن برایمان میخواند
"ما هیچ پرورش و هدایت افکار نمیخواهیم" در کلاس گوشه نشینی موقوف ، معلمها دست از سر بچهها بردارید همه ماجرا فقط آجر دیگری است در دیوار و شما هم فقط آجر دیگری در دیوار هستید"
و مواد مخدر که یکی از مسائلی بوده که از دیر باز مورد نکوهش بزرگان متال بوده در صورتی که امروزه هیچ کسی بدون استفاده از این مواد توهم زا در یک کنسرت متال حاضر نمیشود ! این مسئلهای است که استخوان متال را به لرزه در میآورد و گروههای متال دست نشانده بار سنگینی برای آن میشوند که تحمل آن بسیار دشوار است اینها تمامی مسائلی بود که سبب به وجود آمده افکار مختلف در مورد متال شده و طرفداران واقعی این موسیقی در حالی که در بین سیل متالرهای منحرف و گمراه غرق شدهاند ، منتظر میمانند تا کس دیگری بیاید و برای آنها بخواند
"و آنگاه خدایان هوی متال را آفریدند و دیدند که خیر بود گفتند بنوازید با صدایی فراتر از جهنم و ما عهد بستیم چنین کنیم وقتی بازندگان میگویند کارت تمام است بدان دروغی بیش نیست خدایان هوی متال را آفریدند و هرگز نخواهد مرد ! "
متال ، شاخهها و زیر شاخه ها
زیر مجموعههای ریتم متال شاخههایی هستند که به معرفی آنها می پردازیم :
• Traditional Metal
• Heavy Metal
• Thrash Metal
• Speed Metal
• Doom Metal
• DEATH metal
• Black Metal
• Symphonic/ black metal
• NSBM(ناسیونال سوسیالیست بلک متال)
• Progressive Metal
• Industrial Metal
• N.W.O.B.H.M
• Christian Metal
• Power Metal
• Rap Metal
• Goth Metal
• PopMetal
• Alternative Metal
• Scandinavian Metal
• Gothic Metal
Traditional Metal : از اولین شاخههای متال که ایجاد شد. گروههای بسیاری باعث به وجود آمدن این موزیک شدند. نام دیگر این شاخه True Metal به معنی متال واقعی است. این شاخه توسط گروهها و شخصهایی از قبیل Judas Priste, Savatage, Metal Church بوجود آمدهاست.
Queen بی شک گروه افسانه ای کویین را باید جز برترین گروههای راک کلاسیک دانست. این گروه به رهبری فرخ بورسالا که در اصل ایرانی بود و بعدها بنام فردی مرکوری تغییر نام داد در اواخر دهه ۶۰ میلادی تشکیل شد . دوران طلایی گروه را باید دهه ۷۰ میلادی دانست.زیرا فرم هنری گروه از این دهه به بعد بسوی نوعی سادگی رفت و گروه بنوعی بشکل یک گروه پاپ راک در آمد.آنچه منتقدان آنرا پست مدرنیسم میدانند.البته این فرایندی بود که بسیاری از گروههای راک سنگین مانند metallica در دهه ۹۰ میلادی دنبال کردند.
گروه پینک فلوید Pink Floyd از بزرگترین گروههای راک کلاسیک است که از اواخر دهه ۶۰ میلادی فعالیت خود را در سبک منحصر بفرد space rock آغاز کرد.اعضای اولیه پینک فلوید عبارت بودند از سید بارت, راجر واترز ,ریچارد رایت و نیک میسن .عدهای واترز را لیدر گروه میدانند اما بی تردید تفکر و سبک هنری گروه را باید در زوایایی ذهن نا متعارف و خلاق بارت جستجو کرد که به شدت تحت تاثیر انواع مواد مخدر و توهم زا بود و سرانجام بارت ر ا قربانی کرد. بهترین آلبومهای گروه از نظر من :
• darkside of the moon
• wish you were here
• animals
• the wall
• division bell
موزیک در اینجا بصورت آروم همراه گیتار آروم هستش. بعضی اوقات این شاخه به پاور متال شناخته میشوند.گروههای این شاخه:
Defender, Iron Fire, Metalium, Risk, Manowar, Spirit Web
Heavy Metal : هوی متال با اسم گروه متالیکا در هم آمیخته است .
Metallica بی شک پر طرفدارترین و شناخته شده ترین باند موسیقی متال در جهان و به خصوص ایران گروه متالیکا است.این گروه به رهبری لارس اولرک درامر دانمارکی الاصل گروه در سال۱۹۸۲ تاسیس شد و نخستین آلبوم خود را در سال ۱۹۸۳ بنام kill them all به بازار عرضه کرد .گرچه نمیتوان متالیکا را گروهی کاملا خلاق و دارای سبکی منحصر بفرد دانست ولی بی تردید متالیکا بخا طر تواناییهای کم نظیرش در آهنگ سازی و تنظیم مدرنترین آثار ترش متال از رقبای خود همیشه یک سر و گردن بالاتر بودهاست. متالیکا همانطور که خودش اذعان کرده بشدت تحت تاثیر گروههای متال دهه۷۰ و مخصوصا گروههای موج نوی هوی متال انگلیسی قرارداشته و میتوان گفت متالیکا این جریان را تقویت کرد و آن را به کمال رساند. من دوران طلایی گروه را دهه۸۰ میلادی میدانم. یعنی زمانی که گروه چهار آلبوم موفق خود را عرضه کرد.گرچه نمیتوان تمام آثار متالیکا بعد از این دوره را کم ارزش دانست ولی افت هنری گروه بعد از این دوران که بیشتر به علت تغییر سبک حساب نشده و فرار افراطی اش از آهنگسازی مدرن به سوی نوعی سادگی و تکیه بیشتر برجلوههای دیداری بود کاملا مشهود است .آلبوم loadخود دلیل روشنی بر این ادعا است, بطوری که بعضی منتقدان متالیکا ی واقعی را متالیکای دهه۸۰ میدانند .
Thrash Metal: اين سبك از موسيقي متال كه مملو از ريتمهاي مختلف به همراه صداي مخرب Distortion گيتار الكتريكي كه با صداي غيرطبيعي خواننده تركيب شده است، فقط براي تاثيرگذاري هر چه بيشتر مضامين اشعار خاصي استفاده مي شود كه تنها هدف آن در تلاش براي نمايش ترس از دنياي مدرن و پوچ امروزي است ، مرگ بدليل معضلات بي ارزشي چون: اعتياد، جنگ، اضطراب در مواجه شدن با فرهنگهاي نا آشنا و مخرب، تنفر از وضعيت نامناسب موجود، پرخاش به دولتمردان و سردمداران حاكم كه با واقعيتهاي زندگي انساني و معتقدانه بيگانه اند، سير مي كند.این Style رو اصلی ترین سبک مشتق از Heavy Metal میدونن. گیتاری پرخاشگر ، سرعتی ، تکنیکی ، جوی سنگین که عموما گیتار اون چیزی ناموزون و فراتر از ملودی آهنگ مینوازه. چیزی که شاید در اوایل کار با Speed Metal یکسان به حساب می آمد. اما گروههای مثل Metallica و Megadeth که جزو بهترین های این سبک بودند چیزی فراتر از این رو به نمایش گذاشتند.
Speed Metal: سبکی که شاید در اوایل دهه 80 جزو پرطرفدار ترین مشتقات Heavy به حساب می آمد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی ترین خصیصه اون به حساب میاد. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله های سریع و دقیق به گیتار داره. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica ، Slayer ، Megadeth و Anthrax ازش سود بردند . این ریتم همان طور که از اسم آن پیداست تا حدودی سریع هستش. از گروهای بسیار معروف در این ریتم گروهای بسیار ستودنییه Sepultura, Testament, Overkill هستند. همچنین آلبوم «Kell'em All» از گروه متالیکا در این نوع موسیقی اجرا شدهاست. اشعار بیشتر این گروهها علیه جنگ و برده گیری است !!
Doom Metal : در اینجا گروهای همچون Black Sabbath, Paradise Lost, Anathema فعالیت دارند. در خلاف بقیه ریتمها ممکنه در دوم متال اشعار بصورت داستان و کلمهای بیان شود. نام اصلی این شاخه دوم دث DOOM DEATH هستش که در کنار شاخه دث متال قرار میگیرد. از گروههای بسیار معروف این شاخه گروه اپث OPETH هست. سبکی که سهم تکنیک رو در اون بسیار بالا میدونن. سبکی بسیارارام ، وحشت آور و با یک حس سنگین همراه میدونن. گیتاری تیره و سنگین رو برای القا این حس در این سبک استفاده کردند. گروههای خوب این سبک رو میشه، My Dying Bride و Anathema نام برد. گروههایی که به دلیل وجود این سبک حزن ، تیرگی ، استفاده از یک فضای سنگین و مهمتر از همه یک Technic خاص این سبک در کارهاشون دیده میشه.
DEATH metal : سبکی که از دل Thrash بیرون آمده. موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه های مرگ ، درد و رنج کشیدن داره. موسیقی که اشعار حزن انگیز اون با صدای بلند و خشن ادا میشه. موسیقی که سرشار از ملودی های زیبا و قوی است. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هوادارن زیادی نباشه. اما جزو قوی ترین سبکهای موسیقی متال به حساب میاد. این سبک خود رو بی شک مدیون گروه Death و از اون مهمتر CHUCK بزرگ میدونه.(چاک شلداینر کبیر). بهترین و قوی ترین شاخه در موسیقی متال ریتم دث متال است. دث متال توسط گروه دث ایجاد گردید. به همین دلیل اسم این سبک دث متال شد.
از گروههای ستودنییه که در قوی شدن این موسیقی فعالیت کردند گروههایDEATH, Deicide Morbid Angel, Entombed, Obituary میباشند هدف در اشعار به خوبی قابل تشخیص است.
Black Metal : موسیقی بلک از گروههایی همچون Venom, Bathory, Meyhem سرچشمه گرفتهاست. آهنگها بسیار سریع و تند میباشند. هدف در گروههای بلک متال از یکدیگر جدا میباشند. صدای خوانندههای این شاخه بسیار نازک و همراه با جیغ فراوان میباشد. در این شاخه بر خلاف شاخههای دیگر متال از کیبورد و افکت استفاده میشود. – این سبک از موسیقی متال (بلک متال) آنقدر پیچیده واز نظر معنا قابل ستایش است که به طور کامل به آن می پردازم ؛ از آن جا که منابع مکتوب اساسی و واقعاً مفید در زمینه ی متال به زبان فارسی بسیار محدود و در واقع چیزی است نزدیک به صفر، و در مورد زیرگونه ی بلک متال تا جایی که می دانم به طور اساسی چنین منابعی وجود خارجی ندارد، به نظرم رسید که بد نیست مطلبی کلی، مختصر و امیدوارم مفید درباره ی چگونگی شکل گیری بلک متال، تحولات و ویژگی های کلی اش در دو بخش تقدیم کنم. بخش نخست این مطلب درباره ی پیدایش و سیر تحولات بلک متال است و در بخش دوم به ویژگی ها و مختصات فرمی و مضمونی آن می پردازم.
تعریف ها : یکی از مشکلات اساسی در پرداختن به زیرگونه ی بلک این است که واقعاً تعریف دقیق و همه پسندی از این زیرگونه وجود ندارد. بلک قطعاً متنوع ترین و گسترده ترین زیرگونه ی متال است و طیفی باورنکردنی از گروه های مختلف با آواهای مختلف را دربرمی گیرد و این قضیه به خصوص در سال های اخیر که خیلی از گروه های بلک دست به تجربه گرایی های گاه افراطی در قالب موسیقی خود زده اند نمود بیش تری هم پیدا کرده است. بلک متال در گذر سال ها از آن چه به عنوان بلک متال سنتی شناخته می شود و بزرگ ترین نمایندگان آن، گروه های نروژی هستند که در نیمه ی نخست دهه ی ۱۹۹۰ به نقطه ی اوج حرفه ای خویش رسیدند، بسیار فاصله گرفته است. برخی از طرفداران و منتقدان نخبه گرا و متعصب متال که اصولاً تنها شکل واقعی و راستین بلک را همان چیزی می دانند که گروه های زیرزمینی پیشگام این زیرگونه ارایه می دادند و مختصات خاص خود را داشت، از جمله کیفیت ابتدایی و خشن و عمداً غیرحرفه ای ضبط و تهیه ی کارها که مخاطب گونه های متعارف تر متال را گریزان می کرد. به هرحال این قضیه بر می گردد به تعاریف و سلایق شخصی هر مخاطبی. شخصاً کارهای متاُخر گروه هایی مثل کردل آو فیلث Cradle of Filth و دیمو بورگیر Dimmu Borgir و هیچ یک از کارهای گروه هایی مثل چیلدرن آو بودوم Bodom Children of را به هیچ عنوان نمی توانم بلک به حساب بیاورم. گروه هایی که عملاً هوی متال یا حتی هارد راک را با همان فرمول های آشنا و دستمالی شده ی دو سه دهه قبل ارایه می دهند و با صرفاً استفاده از صدای خواننده ای که به سبک بلک می خواند و استفاده از لایه های ظاهری و فریبنده ی بلک، و البته استفاده ی افراطی از کیبورد و گاه سازهای کلاسیک، در قالبی پرزرق وبرق بسته بندی اش می کنند تا شنوندگان گونه های متعارف و تجاری متال و حتی راک هم خود را "رادیکال" و "اکستریم" تصور کنند. کردل آو فیلث و دیمو بورگیر را می توان سیمفونیک به حساب آورد و چیلدرن آف بودوم به طور کلی سبک پاور اسپید متال رو اجرا می کنند .
شکل گیری بلک متال : بلک متال به مفهوم واقعی و سنتی واژ] در پایان دهه ی ۱۹۸۰ و اوایل دهه ی ۱۹۹۰ در نروژ شکل گرفت، ولی نمونه ی اولیه ی آن چند سال پیش از آن عرضه شد. عملن می توان گروه ونوم Venomeرا آغازگر این حرکت به حساب آورد و به عبارتی آلبوم سال ۱۹۸۱ این گروه با عنوان Welcome to Hell مبداُ پیدایش بلک متال است. حتا عنوان بلک متال هم از عنوان یکی از آهنگ های این گروه گرفته شد. در ادامه گروه های دیگری مثل باتوری Bathory، سودوم Sodom، سلتیک فراست Celtic Frost و هل همرHellhammer به شکل گیری زیبایی شناسی خاص بلک کمک کردند. این گروه ها برخلاف گروه های متال معروف و محبوب دهه ی ۱۹۸۰ مثل متالیکا، آیرن میدن، مگادث و غیره، سبکی بدوی و مینی مالیستی را دنبال می کردند و کارهایشان نسبت به گروه های مورد اشاره با کیفیت غیرحرفه ای تری تهیه و ضبط می شد و اشعارشان اغلب به طرزی آشکار و افراطی ضدمذهبی بود. کیفیت نوازندگی در کار آن ها هم اغلب حالت تکنیکال گروه های ترش، اسپید و موج نوی هوی متال بریتانیایی NWOBHM را نداشت. البته در آن زمان اصلاً اسمی از بلک متال نبود و این گروه ها اغلب خود را هوی یا ترش یا دث به حساب می آوردند و تازه پس از به رسمیت شناخته شدن زیرگونه ای با عنوان بلک متال بود که آن ها را هم در این گروه طبقه بندی کردند. آن چه معمولاً در پرداختن به ریشه های بلک متال فراموش می شود، تاُثیر عظیم گروه برزیلی Sarcofago و گروه کانادایی Blasphemy است که شاید دیوانه ترین، رادیکال ترین و افراطی ترین گروه های متال آن دوره بودند و آثارشان در محافل زیرزمینی متال در اروپا دست به دست می شد و تاُثیر انکارناپذیری بر هنرمندان موج دوم بلک گذاشت.
موج دوم بلک متال : موج دوم بلک متال که در واقع آغاز بلک متال به مفهوم سنتی اش بود، عملاً از استودیوی شخصی گیتاریست نابغه/دیوانه ی گروه میهم Mayhem یعنی یورونیموس Euronymous فقید ظهور کرد. در نیمه ی اول دهه ی ۱۹۹۰ موج دوم در اوج بود و خدایانی مثل بورزوم Burzum، دارک ترون DarkThrone، ایمورتال Immortal و میهم Mayhem شاهکارهای بی نظیر خود را در همین دوره عرضه کردند. یورونیموس و دارودسته اش در این گروه های مورد اشاره معتقد بودند که دث متال تجاری شده و اصالت و گزندگی اش را از دست داده است. یکی از چیزهایی که آن ها را برمی آشفت این بود که گروه های دث حالا دیگر در کنسرت هایشان تی شرت و کفش کتانی می پوشیدند و این برای آن ها قابل تحمل نبود. از این رو لباس و شکل وشمایل خاصی برای خود آفریدند که به نوعی به "یونیفورم" بلک متال تبدیل شد. چهره هایشان را هم با گریمی خاص به چهره ی هولناک مرده ها شبیه می کردند و تصویری کاملاً جامعه ستیزانه و منحصربه فرد اختیار کردند که تا سال ها یکی از عناصر ثابت گروه های بلک بود و البته به تدریج و در نسل بعدی گروه های بلک تعدیل شد و کار به جایی رسید که در خیلی موارد همان تی شرت و کفش کتانی جای این ظاهر نامتعارف را که تلفیقی از سیمای یک جنگجوی عهد باستان واکینگی و یک جسد بود گرفت. یکی دیگر از گروه های موج دوم که تاُثیر عظیمی روی خیلی از گروه های پس از خودش گذاشت و نباید آن را نادیده گرفت، گروه بی همتای Beherit است که در فنلاند ظهور کرد. این گروه بسیار رادیکال که درواقع نخستین گروه بلک کشور فنلاند و یکی از پیشگامان این زیرگونه بود، پس از عرضه ی چند شاهکار فناناپذیر بلک، در کارهای بعدی سبک اش را عوض کرد و به سراغ موسیقی الکترونیک/دارک امبینت Dark Ambient رفت، ولی همان چند کارش هم چنان از کلاسیک های این زیرگونه به حساب می آیند.
موج سوم بلک متال : موج سوم بلک متال با تعدد عجیب و غریب گروه های بلک همراه بود و قطعاً شاخص ترین نماینده ی این موج گروه اسطوره ای ایمپرر Emperor است.گروهی که موسس سبک سیمفونیک بلک متال هم هست . موسیقی این گروه ها از سادگی و مینی مالیسم نسل های قبلی به سوی نوعی پیچیدگی خاص رفت که در کارهای بسیار تکنیکال و دشوار همین گروه ایمپرر Emperor که همگی نوازنده هایی درجه یک با دانشی بسیار گسترده در زمینه ی موسیقی بودند به اوج خود رسید. مایه های سمفونیک و نیوکلاسیکال از همین جا به طرز گسترده ای وارد موسیقی بلک شد.
گروه هایی مثل کردل آو فیلث Cradle of Filth که اتفاقاً شروع درخشانی هم داشت و نیز دیمو بورگیر Dimmu Borgir ، این عنصر را به حدی افراطی به کار گرفتند و به طرز فزاینده ای رو به تجاری شدن رفتند و البته طرفداران بی شماری هم پیدا کردند. گروه هایی مثل انورکسیا نروزا Anorexia Nervosa، آگاتودیمن Agathodaimon، انشنت Ancient و ایکرکاک Ackercocke هم مسیر آن ها را در پیش گرفتند.
حالا دیگر بلک متال منحصر به کشورهای اسکاندیناوی نبود و عملاً در سراسر دنیا اشاعه پیدا کرده بود.
از آمریکا- با گروه هایی مثل Judas Iscariot, Absu, Krieg, Averse Sefira –
استرالیا- Spear of Longinus, Destroyer 666 –
یونان- Varathron, Rotting Christ, Necromantia –
و آلمان- Absurd, Moonblood, Nargaroth- و حتی ژاپن - Sigh- و غیره و غیره. . .
گروه های موج سوم بلک بیش از همه ی گروه های قبلی محبوبیت پیدا کردند و در نتیجه مزخرفات زیادی هم عرضه شد. خیلی از شرکت ها و کمپانی های معروف متال برای بار نخست به سراغ گروه های بلک رفتند و فروش آلبوم های بلک متال سیر صعودی چشمگیری را طی کرد. سال ۱۹۹۷ نقطه ی اوج این محبوبیت و موفقیت تجاری بود. حالا دیگر گروه های بلک اغلب تهیه و ضبطی حرفه ای و تمیز داشتند و دیگر اثری از آن مینی مالیسم سنتی نبود و کارها مدام پرزرق وبرق تر می شد. اما هرچه دهه ی ۱۹۹۰ رو به پایان می رفت این محبوبیت به تدریج کم تر و کم تر شد. آن موج دیوانه وار فروکش کرد اما برخلاف آن چه عده ای می پندارند بلک متال هم چنان زنده است، هرچندکه خیلی از گروه های برتر بلک به سوی سبک ها و زیرگونه های دیگری رفتند. در این میان گرچه گروه هایی مثل بهموث Behemoth و راتینگ کرایست Rotting Christ هم چنان متال ماندند و عمدتاً به جانب دث متال رفتند و البته هم چنان شاهکارهایی ارایه داده اند و می دهند (البته راتینگ کرایست Rotting Christ در کارهای جدیدش چشم داشتی به زیرگونه ی بلک داشته)، ولی بزرگانی مثل بورزوم Burzum، سمایل Samael، دادهیمسگارد Dodheimsgard، اولور Ulver و خیلی های دیگرشوربختانه نه تنها از بلک متال دست کشیدند بلکه به سمت وسویی رفتند که دیگر اصلنً نمی توان آن ها را متال به حساب آورد. گرایش پررنگی به جانب موسیقی الکترونیک و/یا موسیقی آوان گارد و تجربی در کار خیلی از این گروه ها دیده می شود.
حال و آینده ی بلک متال: با این حال فرم های سنتی بلک هم چنان زنده اند. حالا دیگر اغلب بزرگان موج اول دست از کار کشده اند و دارک ترونDarkThrone گرچه هم چنان پرکار است ولی عمدتاً به تکرار خودش می پردازد. خدایان نروژی بلک متال یا ازهم پاشیده اند یا مثل اینسلیود Enslaved و ساتیریکون Satyricon به قدری دچار دگردیسی شده اند که دیگر نمی توان آن ها را بلک به حساب آورد. کنت گریشناک/وارک ویگرنس، چهره ی افسانه ای بلک متال هم که قطعاً سه چهار آلبوم از شاهکارهای ابدی بلک را عرضه کرده، در این سال ها خواسته یا ناخواسته چند آلبوم الکترونیک و امبینت Ambient -هرچند بسیار زیبا را در گوشه ی زندان ساخت و عرضه کرد.
واقعیت این است که در چند سال اخیر بزرگان بلک متال نه از نروژ و سایر کشورهای اسکاندیناوی، بلکه از کشورهای اروپای شرقی ظهور کرده اند و دوستداران بلک متال را امیدوار و علاقه مند نگه داشته اند. میتوان گفت که موج چهارمی از کشورهای بلوک شرق برخاسته است. گروه های بزرگی مثل درود Drudkh، هیت فارست Hate Forest(شوربختانه منحل شد )، نکتورنال مورتم Nocturnal Mortum، رکوت Rakoth، اسکای فورجرSkyforger، و دیگران. و البته گریولند Graveland کهنه کار از لهستان نیز هم چنان سازش ناپذیر و پرکار به کارش ادامه می دهد. شخصاً گروه درود Drudkh را بزرگ ترین پدیده ی بلک متال در سال های ۲۰۰۰ به بعد و قطعاً یکی از بزرگ ترین گروه های تاریخ بلک متال می دانم. گروه های موج چهارم یا اسلاویک بلک متال اغلب بسیار حماسی اند و افکار ناسیونالیستی و در مواقعی شووینیستی یا حتی نازیستی دارند ( عملاً مرز میان ناسیونالیسم و نژادپرستی بسیار باریک تر از آن است که به نظر می رسد). همین افکار نیز باعث ایجاد محدودیت هایی در پخش و عرضه ی کار بسیاری از آن ها شده است زیرا اکثر شرکت های معروف تر از این گونه گروه ها و افکار پرهیز می کنند- دست کم از گروه هایی که آشکارا از این نوع اندیشه ها جانب داری می کنند. البته در سال های اخیر افکار نژادپرستانه در کشورهای شرق اروپا رواج روزافزونی یافته و این منحصر به موسیقی بلک متال در این کشورها نمی شود.
فارغ از هرگونه افکار سیاسی( شخصاً شاُن و قدر هنر را فراتر از آن می دانم که حضور شایبه های سیاسی زودگذر و دارای تاریخ مصرف را در آن بپسندم)، می توان هم چنان با امید به کشورهای شرق اروپا چشم دوخت و اطمینان داشت که بلک متال گرچه در کشورهایی که زمانی مهد آن بوده اند کمابیش به قهقرا می رود ولی در نقاط دیگری از دنیا، بالنده و شکوفا، پیش می رود.
همان طور که در بخش اول این مطلب اشاره کردم، بلک متال به عنوان پرتنوع ترین گونه یا، به باور برخی دیگر، زیرگونه ی متال واقعاً طیفی چنان گسترده از گروه های مختلف و سبک های گوناگون را دربرمی گیرد که اراییه ی فهرستی جامع و همه جانبه از همه ی مختصات و ویژگی های فرمی و مضمونی آن امکان پذیر نیست. از طرفی دیدگاه های متفاوت هر یک گروه هایی را در این گستره به رسمیت می شناسند که از برخی دیدگاه های دیگر قابل پذیرش نیستند. گروه هایی مثل دارک ترون DarkThrone، سلتیک فراست Celtic Frost، ایمپرر Emperor، ایلدیارن Ildjarn، سامنینگ Summoning، آرکتوروس Arcturus، و... به رغم تفاوت های آشکار بین سبک و ساختار کارشان همگی در زیرگونه ی بلک متال جای می گیرند. عده ای شاید با اغماض و چشم پوشی بیش تر مثلاً کردل آو فیلث Cradle of Filth، کلما Kalmah ، چیلدرن آو بودوم Children of Bodom یا... را هم بلک به حساب بیاورند. ولی به هرحال نباید فراموش بکنیم که این گونه طبقه بندی ها همواره، خواه ناخواه، نسبی هستند و گریزی هم از آن نیست. با همه ی این اوصاف در این جا سعی کرده ام برخی از ویژگی های فرمی و ساختاری فراگیرتر در این زیرگونه را گردآوری کنم. دلیل این که در این پژوهش برای بلک نسبت به سایر گونه/زیرگونه های متال ارجحیت قایل شده ام علاقه ی شخصی ام به آن است زیرا بلک متال را بیش از سایر زیرگونه های متال دوست دارم .
ویژگی های فرمی بلک متال :
۱- استفاده ی گسترده از ریفRiff های ترمولو Tremolo. عملن می توان آهنگ های بلک را ترکیبی از چند ریف دانست که در مجموعه ای متغیر از آرانژمان های مختلف گنجانده می شوند.
۲- مرکزیت ملودی در آهنگ ها، ولی ملودی های به اصطلاح کروماتیک Chromatic و Dissonant. و استفاده از ملودی های باشکوه و حماسی توسط گروه هایی مثل سامنینگ Summoning و گریولند Graveland.
۳- استفاده ی اغلب محدود از ساز بیس، گذشته از استثناهایی مثل شاهکار گروه میهم Mayhem یعنی آلبوم De Mysteriis dom Sathanas .
۴- برخلاف اغلب زیرگونه های دیگر متال، سولو Solo(تک نوازی)های گیتار در آن بسیار نادرند.
۵- استفاده ی معمولاً گسترده از کیبورد - به خصوص پس از ظهور موج سوم بلک.
۶- استفاده از مایه های فولکFolk و نیوکلاسیکال Neo-Classical که در کار گروه های موج سوم به اوج خود رسید و گاه استفاده از مایه های امبینت Ambient که نخست بار بورزوم Burzum به طرز گسترده ای از آن ها بهره گرفت.
۷- تهیه و ضبط بدوی، خشن و ناهنجار و اغلب عمداً غیرحرفه ای -عموماً در کار گروه های موج اول و به خصوص دوم- که جلوه ای بود از جهان بینی میزانتروپیک Misanthropic (مردم گریزانه) و ضداجتماعی بلک و هدف آن هم به چالش کشیدن سلیقه ی مخاطب خوگرفته به شنیدن آواهای شفاف و تمیز و ایجاد نوعی زیبایی شناسی هنجارستیز و نامتعارف بود. این ویژگی در کار نسل های بعدی بلک به تدریج کمابیش حذف شد.
۸- موسیقی بلک - حداقل در شکل سنتی اش- معمولاً تکنیکال نبود و سبک نوازندگی در آن اغلب با چیره دستی آشکار و گاه خودنمایانه ی نوازندگان به خصوص ترش Thrash و اسپید Speed متال بسیار فاصله داشت. این ویژگی و مینی مالیسم حاکم بر موسیقی بلک نیز با ظهور موج سوم بلک متال به تدریج کنار گذاشته شد.
۹- صدای جیغ آسا و مخوف خواننده که، گذشته از استثناهایی مثل گروه هیت فارست Hate Forest، در طول سال ها عنصر ثابت و همیشگی بلک متال مانده است.
۱۰- و البته همان تنوع بی نظیر در سبک و فرم که پیش از این به آن اشاره شد.
ویژگی های مضمونی بلک متال :
۱- بلک متال، برخلاف گونه هایی مثل ترش و دث، زیربنای فلسفی آشکار و تمام عیاری دارد و صاحب ایدیولوژی است. جهان بینی بلک متال نیهیلیستی و تا حد زیادی آنارشیستی است واگرچه برخی از گروه های دث نیز جهان بینی نیهیلیستی دارند ولی در مورد گروه های بلک، این جهان بینی شالوده ی آثار را تشکیل می دهد.
۲- گرایش عمیق به طبیعت و عشق ورزیدن و احترام به آن، در تقابل با جنون فزاینده و مهارناپذیر انسان امروزی در ویران کردن و آلودن طبیعت و زمین.
۳- موسیقی بلک همیشه میزانتروپیک (مردم گریز) بوده است، چه در مضمون و چه در شکل اجرا و عرضه ی موسیقی. بلک موسیقی فرد در برابر اجتماع است و بنابراین ملهم از رمانتیسیسم به مفهوم ارجحیت قایل شدن برای فرد و هویت و موجودیت فردی، و برداشت ها و جهان بینی و عمل فردی و مخالفت با جزم اندیشی.
۴- مضمون اشعار -مثلاً در مقایسه با دث متال - تغزلی تر است و بیش تر وجه روایی دارد.
۵- مخالفت و ضدیت شدید با مسیحیت و در عوض ستودن شیوه های کهن زندگی، گاه همراه با ترویج سنت های پاگانی، گاه همراه با ستایش Asatru یعنی مذهب کهن اسکاندیناوی و سایر سنت های کهن اروپای پیش از ظهور مسیحیت.
۶- گرایش به افکار ناسیونالیستی که به خصوص در سال های اخیر و بالاخص در کشورهای اروپای شرقی به شووینیسم و راسیسم تبدیل شده است.
۷- در کل دلبستگی عمیق به گذشته: سازهای سنتی و ملودی هایی که حال وهوایی کهن و باستانی و گاه حماسی را تداعی می کنند و حتی پوشیدن لباس هایی با الهام از لباس های کهن و سنتی.
۸- گرایش به Occult (علوم رازورزانه) و جادو.
۹- اشعاری با مضمون آپوکالیپسی/آخرزمانی، در باب نابودی گریزناپذیر و قریب الوقوع انسان و دنیا، بسیار رایج است و اغلب هم ریشه های این نابودی در اعمال حماقت آمیز انسان علیه طبیعت و زمین جسته می شود.
۱۰- ستایش خصلت هایی مانند شجاعت، عزت نفس، غرور و فردیت، اغلب در قالب ستایش سلحشوران عهد باستان.
۱۱- تاُثیرپذیری عمیق از آثار و فلسفه ی آنتون زاندور لاوی، نیچه و شوپنهاور، به خصوص نیچه و آموزه هایش در باب اراده ی معطوف به قدرت و ابرمرد.
۱۲- تاُثیرپذیری عمیق از آثار جی. ار. ار. تولکین - خالق شاهکارهایی هم چون ارباب حلقه ها. این تاُثیرپذیری از انتخاب نام گروه - Gorgoroth, Minas Tirith, Isengard, Burzum - تا استفاده از مضامین آثار او در اشعار را شامل می شود. مثلاً گروه سامنینگ Summoning تقریباً مضمون تمامی اشعارش را از آثار تولکین می گیرد.
Symphonic/ Black Metal: سمفونیک متال(که به آن اپرا متال یا پلینی سمفونیک متال هم میگویند)اصطلاحی است که برای توصیف گونه ای از موسیقی متال که در آن عناصر سمفونیک استفاده میشود به کار میرود. موسیقی که برای اولین بار از Black متالهای نروژ (Emperor)منتشر شد. جوی سرد ، حزن انگیز ، خشن و با جوی Melodic با Keyboard . گاهی در کارهای بزرگ این سبک از گروههای بزرگ ارکستر برای اوج و ارکستریک و یا به عبارتی Melodic استفاده کردند که Dimmu نمونه بارز اونهاست.سمفونیک متال هم سبکی در موسیقی متال است هم سبکی فرعی برای شاخه های اصلی متال .منشا سمفونیک متال گروه های دث متال و گوتیک متال هم بودند که از عناصر سمفونیک در موسیقی خود استفاده میکردند اما در واقع Therion اولین گروه متالی بود که موسیقی خود را با عناصر سمفونیک موسیقی کلاسیک ترکیب کرد و موجب بوجود آمدن یک پدیده در موسیقی متال شد. در ادامه گروه های دث متال,دوم متال,گوتیک متال,پاور متال و بلک متال تمایل خود را برای استفاده از عناصر سمفونیک در موسیقی خود نشان دادند.مهمترین ویژگی و البته مهمترین ساز سمفونیک متال کیبرد است(قابل توجه کسانی که کیبرد را سازی مزخرف میدانند و آن را در شان موسیقی متال نمی دانند)که زیبایی خاصی به موسیقی میبخشد.از دیگر ویژگی های مهم این سبک استفاده از صدای زنان(نه در همه موارد)است.از مهمترین و پر طرفدارترین گروه های سمفونیک متال میتوان به این گروه ها اشاره کرد:Therion و Within Temptation و Haggard و Angtoria.
همان طور که در بالا گفته شد سمفونیک خود سبکی فرعی برای سبک های اصلی متال نیز هست.بیشترین استفاده از ویژگی های سبک سمفونیک در سبک های بلک متال و پاور متال دیده میشود.از مهمترین گروه های سمفونیک بلک متال میتوان به Illnath و Emperor و Agathadaimon و Dimmu اشاره کرد همچنین از گروه های مهم سمفونیک پاور متال Nightwish و Symphony X و Isengard را میتوان نام برد.سایر سبک های متال استفاده کمتری از ویژگی های سمفونیک در موسیقی خود میکنند.با این حال گروه های سمفونیک دث متال مانند Skyfire و Dark Lunacy و Nightfall نیز وجود دارند.سبک های سمفونیک فالک و سمفونیک ترش مانند Empyrium و Adagio و Hevein نیز بسیار شنیدنی هستند. باید گفت سبک سمفونیک متال(نه سمفونیک بلک یا سمفونیک پاور)علیرغم اینکه کمتر شناخته شده است ولی ارزش فنی و هنری بسیار بالایی دارد.
گروههای Black از ابتدا سعی بر برداشتن محدودیت های گیتار آرام و تلفیق آن با Goth متال داشتند. خصیصه وهم آور بودن و صدای سرد Goth با این کار به Black پیوست. این موسیقی با گروهایی مثل Gathering از صدای لطیف و احساسی خوانندگان زن هم بهره جست . Dimmu Borgir نمونه بی نقص این سبک به شمار میاد .
NSBM : ناسیونال سوسیالیست بلک متال که به اسم نازی بلک متال هم شناخته می شود_لقبی است که برای عطف به قوانین بلک متال(قوانین اولیه ان ناشی از پاگانیسم)_با تکیه بر عقاید ناسیونال سوسیالیستی(ملی اجتماعی) استفاده می شود در موسیقی که یک زیر شاخه ی بلک متال است و که بلک متال را در راه ملی اجتماعی می نوازند_یعنی در اشعار_روی عقاید ناسیونالیست سوسیالیستی پافشاری می کند و بیشتر به عنوان یک ایدولوژی به کار می رود تا به عنوان یک زیر شاخه ی موسیقی.بندهایی که لایریک های انها_حامی ایده هایی مثل جداسازی نژادی-ضد عرب پرستی-آریاگرایی را رواج می دهند_معمولن در این دسته قرار می گیرند و تنها راه شناخت و فرق میان این بندها با سایر بندهای بلک_فقط و فقط از راه عقیده اعضا و معانی لایریک است ونه از راه موسیقی.متالیستهای NSBM روی سن معمولا ادیان یهودیت_مسیحیت و اسلام را با استدلال محکوم می کنند که باعث ایجاد مشکل با مردمان روزمره اروپایی شده اند.به عنوان یک چاره برای فرار از مسیحت_اکثر بندهای NSBM_حامی عقاید و سنت های مختلف پاگانیسم مثل ادینیسم شده اند ولی متاسفانه بیشتر بندهای بلک از پاگانیسم استفاده ابزاری می کنند.
NSBM به عقیده بعضی با برزم و شخص وارگ ویکرنس شروع شد.اگر چه تا کنون هیچ نشانه ای از تعهد ملی و اجتماعی در کارهای برزم پیدا نشده و صرفا به دلیل کارهایی که خود وارگ_بر ضد مسیحیت انجام داده_این گونه تصور می شود و خود وارگ نیز در مصاحبه های اخیر_خیلی اصرار دارد که خود را عضو خیلی معتقد و پیشرفته این حزب و حتی بنیان گذار آن بداند.ایده لوژی ضد استقرار او و عقاید من در اوردی اش از ادینیسم_اگرچه خیلی شبیه به عقاید این حزب بوده ولی خود او تا چندی قبل از وجود این حزب بی اطلاع بود ! عقاید پاگانیسم و موزیک دارک امبینت_واقعیت برزم است در حالیکه همه به اشتباه موزیک او را بلک متال می دانند و در حالیکه موزیک برزم درزمره متال هم قرار نمی گیرد.در عوض یکی از بندهای بلک متال قدیمی که واقعا عقاید را داشت و نژاد سفید را حمایت می کرد بند لهستانی یک نفره گریولند است.در مورد خود موزیک NSBM باید در نظر داشت که نوع مدرنی از بلک متال است که در اوایل دهه 90 در اسکاندیناوی به وجود امد که با سایرانواع بلک_تنها در ایده متفاوت است.اما صدای گوش خراش وکال و اهنگ دارای دیستورت و گیتار نامنظم و استفاده فول تایم از درام ست جزو ضروریات اجرای ان است و بعضی بندها نیز از سازهای محلی خودشان استفاده می کنند_با این وجود حتی موزیک برزم نیز جزو NSBM قرار نمی گیرد!
هنگامی که ناسیونالیسم و مکتب هنری رومانتیک ناسیونال در بلک متال نفوذ داشتند_NSBM بر روی حمایت از ناسیونال سوسیالیسم به عنوان یک چاره برای جامعه روشنفکر مدرن تمرکز کرد.اگر چه نازی المان ها_هیچگاه به صورت اشکار با مسیحیت مخالف نبود.اما NSBM_سنت های بلک متال را برای مخالفت با یهودیت و مسیحیت به ارمانهای نازیسم اضافه کرده و شدید ترین تمرکز را نیز روی مخالفت با اعراب دارند.
در دهه اخیرNSBM با کار فستیوال RAC (سری کنسرتهای راک بر ضد کمونیسم که ارگانهایی با این اسم نیز هستد و کتابی هم به همین اسم داریم) و ارگانهای حامی white power (قدرت سفید: نیروهایی که در راه اهداف NSBM هستند)و بندهایی مثل Gestapo SS و Sigrblot و Banner war به شدت رواج پیدا کرد.
برخی از مردم که عموما طرفدار جذابیت های NSBM بودند_خودشان را از ناسیونال سوسیالیست که به سیاست بر می گشت دور کردند و به حالت سوم NSBM یعنی انارشیسم ناسیونال و باقیمانده پست انارشیسم اولیه گرویدند که در نهایت باعث به وجود امدن موزیک POST-NSBM و پیشرفت فرهنگ های مشتق شده از آن مثل ناسیونال انارشیست بلک متال National Anarchist Black Metal-NABM و انارکو پریمیتیویست بلک متال Anarcho Primitivist Black Metal-APBM شد که در کار بندهایی مثل Huston نمود پیدا کرد.
نخستین بندی که به طور کامل یک لیبل از NSBM را استفاده کرد_دارک ثرون بوده که بر پشت البوم Transilvanian Hunger انهااز این اسم استفاده شده بود.
که البته NSBM در اینجا مخفف
Norsk Arisk Black Metal--Norwegian Aryan Black Metal بود
اگرچه انها به صراحت اعلام کردند که دیدگاه غیر سیاسی دارند و در البوم بعدی شان به نام Panzerfaust نیز نوشتند که :
"دارک ثرون به طور قطع یک بند نازی یا یک بند سیاسی نیست. وکسانی که فکر می کنند ما این طور هستیم می توانند معقد مادر ماری(مریم مقدس) را در ابدیت لیس بزنند."
و این خود گویای همه چیز بود.در حالیکه سایت NSBM باز هم اصرار دارد که یارکشی کند و برزم و دارک ثرون را نیز جزو یارهای خود قرار می دهد !
نهایت جذبه و اشتیاق موسیقیایی ایده لوژی فاشیست ها هنگامی است که یک ارزش اخلاقی یهودی و مسیحی باعث می شود که انسانها زمین و آب و آسمان را مسموم کنند_آثار تمدنهای باستانی را از بین ببرند و در مسابقاتشان تقلب کنند_یک نواختی زندگی شان را با بازی کردن با جان انسانها از بین می برند_تمام مطلوب های یک شخص را به بازیچه می گیرند.NSBM یک موزیک تنفر اور که شنوندگان کمی دارد و انها را با انزواگرایی(ایزولیشنیسم) نسبت به اجتماع حاضر و عقاید و سنتهای عرفانی و باستانی تمدن های کهن با جداسازی نژادی و در نتیجه طرفداران NSBM کم خواهند بود اما متحد و ادم هایی غیر قابل فروش.NSBM مورد تنفر خیلی هاست و دلیل انهم تنفر از تغییر و تمایل به سکون در حالت خود هستند که شباهت زیادی به همان انسانهای روزمره خودمان دارند.
برخی بند های بلک متال اگرچه ربطی به NSBM ندارند اما خیلی از بیشتر بندهای NSBM به نازی المان ها_در لایریک هایشان پرداخته اند.البته این بندها نیز از این عبارات برای شوک دادن و مخالفت با هنجارها استفاده می کردند بدون اینکه خود درکی از فلسفه ان داشته باشند و به ان به چشم یک وسیله می نگریستند برای هدف خودشان_که این بندها بیشتر بندهای پانک قبل از دهه 70 بود مثل سکس پیستولز.این باعث شد که بعضی بندهای بلک متال به غلط لقب NSBM بگیرند که یکی از بندها Czech است.
یکی از مهمترین بندهایی که کورکورانه در این راه گام برداشت_مردوک است.خیلیها معتقدند که مردوک بعد از البوم Panzer Division Marduk به یک بند NSBM تبدیل شد.مردوک در مورد نازی ها در اهنگی The H+angman of Prague در البومی به نام جنگ جهانی دوم نوشت که در مورد ریچارد هیندریچ_که سرکرده گشتاپو(RSHA) بود_نوشت.باوجود این که هر دو بانی این بند_یعنی مورگان هاکنسن و وکالیست سابق بند یعنی Legion اظهار داشتند که : مردوک ناسیونال سوسیالیست نیست و موضوع ان اهنگ_فقط به عنوان یک سوژه ان ها را شیفته کرده بود.
بندهایی نیز جدیدن مانند Hanzel und Gretyl, Feindflug, Dunkelwerk, Rammstein, Wumpscut and Laibach, به مغلطه و استفاده ظاهری از NSBM افتاده اند که باعث سردرگمی و یک نوع fake کردن در این موزیک شده است.
البوم In Gods of Blood--2003 از Mattias Gardell که یکی از معدود پژوهشگران در این قلمرو تحت مطالعه بود_طرز برخورد پاگان ها و NSBM را توضیح داد.تاکید زیادی روی عقاید ادولف هیتلر و حزب NSDAP در دهه 30 المان دارند.ازسایرکسانی که عقاید و کارهایشان در NSBM مورد تایید است.بنیتو موسولینی و جولیوس ایولا_ساویتری دوی_ریچارد دیر_ و عرفان را نیز از اچ پی بلاواتسکی گرفته اند. عقاید شدید ناسیونالیستی دارند خصوصا ناسیونالیست نژادی_عادات و رسوم سفت و سختی برای شرافت و عزت خود دارند به شدت ضد عرب هستند.فلاکت و بدبختی انسان را ناشی از قوانین الهی می دانند که برای جامعه امروزی ناکارامد است و در عوض پیروان را به طبیعت گرایی و پاگانیسم و توجه به عزت و افتخار و اصل و جوهره انسان و روح و از همه مهم تر خون هر خانواده معطوف می کنند.به دنبال ساخت جامعه ای با داشتن این شرایط هستند که بتوانند زخم هایی را که بشریت در این مدت خورده است جبران کنند.به دنبال زندگی با معنی به جای وزوز تکنولوژیکالی هستند.Technological Drone .
Progressive Metal: از شاخههای آغازین و نخست متال میباشد که گروههای زیادی در آن فعالیت نمیکنند. برای نمونه گروه Dream Theater از اولین گروههای ایجاد شده میباشند. در سالهای اخیر توجه نسبت به این شاخه بسیار محدود شدهاست و افراد زیادی طرفدار این شاخه نیستند. همچنین بر خلاف ریتمهای دیگر در موسیقی متال موسیقی گروهها بصورت میکس MIX شده میباشند. سبکی که خشونت ، صدای بالا و حس کلاسیک و بزرگ ProgRock رو در هم آمیخت.. گیتار تکنیکی و سبک متفاوت آهنگ های این سبک نشان دهنده خاص بودن آن هم هست. چیزی که شاید در دید اول چندان متال به نظر نیاد.
Industrial Metal : سبکی مانند اسمش. سبکی که اون رو نوعی تلفیق از موسیقی Electronic و متال میدونند که در اعتراض به صنعتی شدن بوجود آمده (همونطور که از اسمش پیداست ) کارهای عموما ریتمیک تر ، گاها با شکل Dance ، دارای گیتارهای با Distortion بالا و استفاده از صدای بلند . چه برای گیتار و چه برای Vocal . این سبک موسیقی به دلیل استفاده از ریفهای گیتار ، و استفاده از Distortion بالا توانسته در بین سبکهای متال جای بگیره.
گروههای مثل Rammestein و Fear Factory رو میشه نمونه های این سبک دونست.
.N.W.O.B.H.M : این شاخه در کشور انگلیس توسط گروههای انگلیسی به وجود آمد. ان.دبلیو.او.بی.اچ.ام. مختصر the New Wave Of British Heavy Metal میباشد که به معنی: امواج جدیدی از سوی هوی متال انگلیسی است.!.!.!. از سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ به بعد این ریتم مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفت..آلبوم «دبات» از گروه آیرون میدن در این شاخه نواخته شدهاست. گروههایی که در این شاخهفعالیت می کنند عبارتند از :
Iron Maiden, Def Leppard, Saxon AngelWitch, Diamon Head
Christian Metal : همان طور که از اسم این شاخه پیداست اکثر اشعار گفته شده در این ریتم درباره و محدود راجع به مسیح و کریستینها میباشند. دلیل نام گذاری این ریتم به این دلیل میباشد که آهنگهای این اشکال گروهها بصورت دعا و سرودهای مذهبی است که در کلیسا خوانده میشود. به دلیل فعالیت بسیاری از گروههای متال در این شاخه کریستین متال دارای زیر شاخههایی شدهاست که نام آنها را در پایین مشاهده میکنید. همچنین اشعار بعضی از گروههایی که این شاخه هستند مضر و نفرت انگیز نسبت به مسیح و انجیل میباشد.(همانند اشعار گروه دیساید ولی گروه دیساید DEICIDE در دث متال فعالیت میکند..)
• گروههای کریستین متال Christian Metal: Tourniquet, Living Sacrifice
• گروههای کریستین دوم Christian Doom: Paramaecium
• گروههای کریستین پرگرسیو Christian Progressive: Veni Domine
• Other Christian Genres: Stryper, Bloodgood, Barren Cross
Power Metal: چیزی که به عقیده کارشناسان سعی برای نشان دادن همه چیز ما بین NWOBHM تا Harcore Thrash ی که Pantera رو میشه ازش نام برد داره. در اون خشونت ذاتی Rock و Melody های زیبای Black و خشونت Vocal در Death به چشم میخوره. گروه هایی مثل Iced Earth ، Blind Guardian ، Pantera رو نمونه های خوبی برای Power میدونن.
Rap Metal:سبکی که از اسمش بر میاد که چه موسیقی ارایه میده. پیوند ما بین ریفهای خشن و سریع متال رو با گیتار متمایز سبک Rap پیوند زد. تا جایی که جزو پر طرفدار ترین های Alternative شد. شروع این سبک رو توسط Anthrax میدونن. با آن کار Comic خودشون با نام "I'm the Man," که در اون ریفهای سریع گیتار متال رو با Rap یکی کرد. این دسته از گروههای Alternative سبکهای دیگری از جمله Funk و Hip Hop رو هم به متال اضافه کردند. اما هیچ کدام مثل Rap Metal مورد توجه قرار نگرفتند. اما میان این گروهها هم Limpbizkit مورد توجه ترین در این سبک شد. این سبک جوی بسیار Heavy دارد .
Goth Metal: اسمی است که برای سبک گروه هایی به کار می رود که در آنها یه وکال زن وجود دارد و در آن به اپرا خوانی مدرن می پردازد به مانند نایت ویش .
PopMetal:سبکی که باز هم نامش نشان دهنده کارهاش هست. سبکی مهمترین خصیصه های Rock از جمله ریفهای گیتار رو با جو عمومی و شاداب تر POP پیوند زده. استتفاده از جنبه های متمایز و بارز پاپ مانند هم خوانی کردن از مهمترین خصیصه های این سبک است.
Alternative Metal:به عده خیلی ها Alternative رو شاید بشه مستقل تر از باقی Style های در نظر گرفت. چیزی که خودش از دل Heavy Metal که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال هستش بیرون آمده. چیزی که اون گیتار Heavy رو داره. اما کمی با خواست عمومی منطبق تره. با توجه به نوع موسیقی که ارایه میده از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع میشه. سبکی که در بدو ورودش در بر دارنده Garage Punk ، Funk ، Rap ، Industrial و چندی دیگر بود. گروههایی مثل Korn رو میشه بهترین ها و سردمداران AltMetal دونست. اون رو به درست یا غلط گاها NU METAL و یا AGGRO METAL هم نام میبرند. گروههای مثل KORN ، Limp Bizkit و یا Marylin Manson رو بهترین های این موج نوی متال می توان نام برد .
Scandinavian Metal:سبکی که اونرو در ابتدا مختص کشورهای حوضه Scandinavi مثل نروژ و سوئد میدونستند. چیزی مرکب از Black متال در نروژ و Death متال در سوئد. موسیقی با نویز بسیار بالا، شلوغ ، بینظم و جیغ وار که با جوی Melodic که با Keyboard ایجاد میکنند غمگین جلوه میکنه. جو سرد این موسیقی رو بارها و بارها به زمستانهای سرد این منطقه نسبت دادند. این سرما به خصوص در Black به چشم میاد. موسیقی که بعد از سالهای ابتدایی اون با تکنیک خاصی در اجرای گیتارها همراه شد. از این گروه ها میشه Opeth ، Therion و Burzum رو نام برد.
Gothic Metal : سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock رو با صدای بلند و خشن هوی متال پیوند میزنه. چیزی که حس ملودرامیک تاترو مسایل دینی و مذهبی و همینطور ترس اون رو میتونه به خوبی نشون بده. جوی که گروهایی مثل Judas Priest در اوایل کار از اون زیاد استفاده میکردند. شبیه سازی روح، صداهای شدید آسمانی و از این قبیل که بعدها توسط همین گروهها تحت عنوان Gothic نام برده شد. Gothic جوی سرد، ترسناک و غم انگیز داره. سبکی که در اون سعی میشه صدای خواننده تاریک و تاریک تر به نظر بیاد. سبکی نزدیک به Doom .