<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>sAcrAt</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/</link>
<description>.:(موسیقی متال):.زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ/آخر کم از آنکه دست و پایی بزنیم </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 21 Nov 2009 19:49:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>موسیقی و تصویر های انسانی (بخش نخست)</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;درود بی کران به همراهان من بی همراه !!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot;هر کس از موسیقی برداشت متفاوتی دارد و تصویری جدا در ذهنش نقش می بندد .&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیاری از مردم ، موسیقی را &quot;خالصترین&quot; هنر یا هنر انتزاعی می دانند که چندان از دنیای خارج یعنی طبیعت ، جامعه و تاریخ ، تاثیر نمی پذیرد. بلکه تاریخ موسیقی با این گفته در پارادوکس است . منظور از تاریخ تنها تاریخ زمانی موسیقی نیست . موسیقی از لحاظ سبک و شکل دستخوش تغییراتی شده است – مانند رنسانس ، باروک ، روکوکو ، کلاسیک ، و رمانتیک – که اهمیت بسیاری برای آهنگسازان مدرن عصر حاضر دارد . و با تغییرات مشابهی در هنر های دیگر نیز هم راستا بوده است که در این راه هنر های دیگر وام دار موسیقی بوده اند . این تغییرات ، بر تحول های جامعه اروپا از سده پانزدهم تا سده نوزدهم منطبق بوده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسیقی ، تصویرهای &quot;چشمی&quot; یا دیداری به شیوه ی نقاشی و ادبیات ، از دنیای خارج فراهم نمی آورد. بلکه تصویرهایی صوتی از دنیای خارج می آفریند که همانند تقلید از آواز پرندگان ، صدای راه رفتن ،رعد ، و صدای باد و باران هستند ، ولی اینها جنبه ی ظاهری هنر موسیقی به شمار می روند. موسیقی از لحاظ شیوه ی بیان با هنر های دیگر تفاوت دارد ، ولی از لحاظ ماهیت بنیادی اش به عنوان هنری که پاسخ یا واکنش انسان به دنیای خارج یا زندگی درونی وی را مجسم می کند ، تفاوتی با آنها ندارد .&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;. . . (من کامل خواهم شد !!!)&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 19:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خورشید نیمروز</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;قضیه بر میگرده به 5 سال پیش ، زمانی که من سال آخر دبیرستان بودم . رفتن به دانشگاه تنها دغدغه زندگیم بود . هر ماه چهار هفته و هر هفته ، هفت روز میرفتم کلاس تا شاید بهم بگند دانشجو .&lt;br /&gt;دوشنبه ها پیش از کلاس آمادگی سازی کنکور میرفتم دم کیوسک روزنامه فروشی برای گرفتن پیک سنجش ، یکی از همین روزا که رفته بودم پیک سنجش بخرم ، چشمم افتاد به جلد یه مجله ، که نوشته شده بود : &quot;ویژه گروه های متال&quot; .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درنگی بس طولانی . . . تا اینکه دکه دار صدا زد آهای پسر چی میخوای ، به خودم اومدم دیدم یه جلد از مجله تو دستم جا خوش کرده .&lt;br /&gt;به جای اینکه برم کلاس رفتم تو یه پارک که ببینم چی دستمه .توی راه فکرم یه بعدی شده بود هیجان زده بودم از اینکه مجله ای در مورد موسیقی مقدس متال تو ایران چاپ شده ، رفته بودم تو فکر، این نوید روزهای بهتری برای این موسیقی در ایران بود . (فقط بود)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسم مجله &quot;خورشید نیمروز&quot; ، نخستین کاری که کردم تو اسم گروه هایی که روی جلدش بود به دنبال بند های مورد علاقه خودم میگشتم . الان که بهش فکر میکنم میبینم اون وقت تونسته بود مخاطبش که من نوعی باشم رو راضی نگه داره ولی الان که دوباره بهش یه نگاهی می اندازم  به نظر میرسه که تنها چیزی که در این مجله وجود داشت بیوگرافی بند هایی بود که در ایران طرفدار داشتند و دارند یا اینکه توقع من بالا رفته .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سال 84 به این ور که بلاگرهای متال شروع به کار کردند هنوز هم اثر اون مجله رو میتونم حس کنم . از مقدمه مجله با نام &quot;چرا موسیقی ؟ چرا متال؟&quot; تا تمامی بیوگرافی های مجله هنوز هم در بلاگ ها پست داده میشند و با توجه به این که ما عادت نداریم منبع اطلاعاتمون رو لو بدیم کسی اسمی از این مجله نمیاره ، میشه نتیجه گرفت که خورشید نیمروز چه کمک به سزایی به متالرها و بلاگرها کرده !!! با تمام اینها جای افسوس بنا بر دو علت باقی است نخست آنکه چرا تنها یه شماره ؛ که سببش رو میتونیم خودمون حدس بزنیم و دوم آنکه این مجله هم نتونست دید جامعه ما رو نسبت به موسیقی مقدس متال تغییر یا حتا یه تکونی بده .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اینکه چیز جالبی رو دست مایه پست قرار ندادم منو ببخشید ولی اگه شما هم موقع گشتن تو کتابخونه با چنین مجله ای برخورد می کردید همین کاری که من کردم انجام می دادید .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;_&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src=&quot;http://en.netlogstatic.com/p/oo/026/425/26425148.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;

</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 08:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درنگ بر مرگ</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>        ..::درود بر مرگ::..&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;br /&gt;از مرگ . . .&lt;br /&gt;هرگز از مرگ نه هراسیده ام .&lt;br /&gt;اگرچه دستانش ، از ابتذال ، شکننده تر بود .&lt;br /&gt;هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی است&lt;br /&gt;که مزد گورکن&lt;br /&gt;                                از آزادی آدمی&lt;br /&gt;                                                         افزون باشد .&lt;/em&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;br /&gt;جستن&lt;br /&gt; یافتن&lt;br /&gt;و آنگاه&lt;br /&gt;به اختیار برگزیدن&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;em&gt;&lt;br /&gt;و از خویشتن خویش&lt;br /&gt;بارویی پی افکندن . . .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد&lt;br /&gt;حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم .&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;دی ماه چهل و یک – احمد شاملو&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;از آغاز به اصطلاح آفرینش همواره این سوال مطرح بوده است که مرگ چیست ؟ چگونه انسان می میرد ؟ با این همه سخن گفتن درباره ی مرگ بسیار دشوار است . چه از نظر روانشناختی و فرهنگی ، مواجه شدن با مرگ به هر گونه ، ما را به دورنمای مرگ خود  می کشاند و با القای فنا پذیری ، نوعی ترس و ناآرامی در ما بوجود می آورد . از این رو جهت رهایی از این ترس روانی ،همیشه سعی بر آن بوده که از سخن گفتن درباره ی آن خودداری کنیم ، از سوی دیگر به علت پیچیدگی مفهوم مرگ نمی توان از واژگانی بهره برد که در توصیف اشیا به کار می روند . بدین جهت ، ما بیشتر در تعریف مرگ از قالب تمثیلی استفاده نموده و آن را با چیزهای آشنا مقایسه کرده و می سنجیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مانند این که می گوییم ؛ مرگ چون خواب است . &lt;em&gt;مردن شبیه فراموش کردن است &lt;/em&gt;.ولی تمثیل ها به تنهایی در درک معنای مرگ کافی نخواهند بود ، زیرا پس از خوابیدن ، بیداری وجود دارد و معلوم نیست پس از مرگ ، زندگی وجود داشته باشد . آری ،&lt;em&gt; آنگاه که مرگ چهره می نماید ، زندگی با نگرانی بدان می نگرد .&lt;/em&gt; همه چیز در اطرافش به تاریکی محض می گراید &quot;آه که چه این تاریکی دلنشین است&quot; و مرگ با آوای مهیب و ندای ناآشنایش ، وی را به نیستی می خواند .چه موضوع حیرت انگیز و چندش آوری! چه سرنوشت شومی ! مرگ روزنه ای است که آن را راهی به خارج نیست . معمایی ست که همه را در خود می گیرد و می فشرد و ناآگاه در ستیزه ی جادوی نا شناخته ی خود ، به هم می مالد و خرد می کند . نه آن را آغازی و نه انجامی ، نه مکانی و نه زمانی . همگان طعم مرگ می چشند و زهر کشنده اش همه را به دیار نیستی و عدم رهنمون می سازد . انسان بیش از هر موضوعی در زندگی خود به هویت نا شناخته ی مرگ می اندیشد و کسی را یارای ان نبوده که به آن چیره شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که می تواند از این سر مگو پرده بر دارد ؟ هر که در دام آن افتاد و به دیار عدم رهسپار شد ، دیگر نیامد تا به ما خبری دهد . &lt;em&gt;چه آن را که خبر شد خبری باز نیامد&lt;/em&gt; . مرگ ، ای مرگ ، برخی تو را وهم انگیز و هراسناک می پندارند که از یادآوری نامت به هراس می افتند . ولی ای مرگ ، تو ای مرگ ، تو به این قدرت و تاثیرت مغرور مباش . زیرا تو آنگونه نیستی . چه تو آن هایی را که به تصورت شکست دادی و مغلوبشان کردی ، نمردند .&lt;em&gt; ندا ها و سهراب ها هرگز نمی میرند . هدایت ها ، پناهی ها و فرخزاد ها ورجاوند اند&lt;/em&gt; .ای مرگ بیچاره و بدبخت . تو حتا قادر نخواهی بود مرا هم شکست دهی . جایی که تو تصور مرا مغلوب خود کردی و از پای درآوردی ، من حیات تازه ی دیگری یافته ام . مرگ زیباست ، مرگ است که به زندگی معنا می دهد .در کمتر سبک موسیقی اسمی از مرگ به گوشتان می خورد ، واژه ای که با موسیقی متال درآمیخته و اشعار زیبا یی در وصف مرگ سروده شده است . موسیقی متال چنان به این عنصر زیبای&lt;em&gt; زندگی&lt;/em&gt; پرداخته که سبب خارج شدن زیر شاخه ای به همین نام نیز شده است .من قصد آن ندارم که سبک دث رو تشریح کنم و تنها لحظه ای اندیشه شما دراین باره مرا بس است و من توانسته ام به هدفم برسم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه هوشمندانه کاوه آفاق با مرگ دست و پنجه نرم می کند در ترانه &lt;a href=&quot;http://www.4shared.com/file/102927284/58290514/The_Ways_-_Otaghe_abi.html&quot; target=&quot;_blank&quot; title=&quot;لینک دانلود آهنگ اتاق آبی&quot;&gt;&quot;اتاق آبی&quot;&lt;/a&gt;،   ترانه   نخست   گروه   راک   The  Ways     که مرگ را چه زیبا جلوه می دهد و چه زیبا ذهن را به چالش می کشد .&lt;/div&gt;د&lt;em&gt;ر کناری از خانه ی من&lt;br /&gt;اتاقی ست سرد و آبی . . .&lt;br /&gt;تخت و گیتار کهنه ی من&lt;br /&gt;عکس یک زن به دیواری&lt;br /&gt;زنی زیباروی و خندان&lt;br /&gt;یار من بود اون دورانی&lt;br /&gt;حالا من ماندم و من&lt;br /&gt;گیتاری و سیگار و تنهایی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق من رفت به تن خاک&lt;br /&gt;طعم شب نیست جز بیداری&lt;br /&gt;ای عکس خندان بشنو از من&lt;br /&gt;خواهمت دید روزگاری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگر نیست نای ماندن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید آواز ؛ آغاز رفتن&lt;br /&gt;                                   چاقویی پنهان ته گنجه&lt;br /&gt;                                                           دست های سردم &lt;br /&gt;         &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;رگ های&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#009900&quot;&gt;سبزم  . . .&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;کاوه آفاق _ The Ways band&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;در آغاز با چند واژه ساده سبب فضا سازی می شود و خیلی آهسته و با حوصله زندگی یه نفر رو از جلو چشم شنونده &quot;خواننده&quot; میگذراند به طوری که حتا اگه چنین چیزی برای شما نبوده باشد می تونید خودتونو به جای آن شخص قرار دهید .در مورد موسیقی این ترانه هم که فقط میشود از زیبایی و دلنواز بودن صدای گیتار  با ریتم هماهنگ و به موقع درامز گفت . در انتها نیز بدون آنکه از واژه مرگ یا خودکشی و یا چنین واژگانی استفاده کند به شما القا می کند که چه هدفی دارد و شما را قانع می کند که هدفش مقدس است . &lt;em&gt;مرگ مقدس است&lt;/em&gt; .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;&quot; نیما / یکشنبه 22 شهریور ماه /1388&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#009900&quot;&gt;سبز بمانید&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;..::بدرود::..&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 21:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موسیقی زنان ناشنیده !!!</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>
درود بر شما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;متنی که می خوانید نوشته شده توسط رافایلا اویلبرگ در سال 2008 ؛ که به بررسی حضور و سبب حضور نداشتن زنان در عرصه موسیقی پرداخته است و بوسیله پریسا رضایی ترجمه شده است .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;For :  Dark man , Nightmare &amp; Anarshist  &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;در میان همه حوزه‌هایی که جهان زنانه را تشکیل می‌دهد ، به موسیقی ساخته زنان می‌رسیم : نداهایی ناشنیده مانده‌اند ، نداهایی از سر شادی ، شکایت ، آسوده دلی ، خشم و . . .&lt;br /&gt;موسیقیدانان زن آن عده‌ای هستند که خاموش نمانده‌اند ، بلکه به صدای خود طنین بخشیده‌اند ، ضرب اهنگ‌هایی ایجاد کرده‌اند و با آلات موسیقی ، اصواتی ساخته‌اند که نمی‌توان آنها را ناشنیده گرفت . شاید برخی زنان موسیقی را به عمد به عنوان ابزاری بیانی به کار بسته‌اند ، زیرا موسیقی مرزهای زبان مرد محور ما را زیر پا می‌گذارد . شاید موسیقی بهتر از آنچه از کلام بر می آید ، قادر به انتقال دادن بلاواسطه احساسات است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسیقی زنانه بی‌تاثیر نیز نبوده است . طنین موسیقی ، به گوش می‌آید . تصنیف موسیقی نیز فقط به معنای تولید اصوات عاری از زمان نیست . موسیقی همواره پیوندی با فرهنگ داشته و فقط در چهارچوب فضای اجتماعی که در آن قرار دارد به شکل یک کل قابل درک است . به این ترتیب ، موسیقی که گوش‌های ما می‌شنوند ، همواره موسیقی است که در نظام پدر سالارانه پدید آمده است . حتی آسمانی‌ترین نواها نیز به دست انسان‌هایی پدیدار شده‌اند که تحت تاثیر ساختارهای اجتماعی بوده‌اند که در آن می‌زیسته‌اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر زمانه و فرهنگی شیوه‌های بیان موسیقایی خاص خودش را دارد : کتاب محمد عتیق درباره زنان الهیات شناس و موسیقیدان ، از زنان آوازه خوان حرفه‌ای و زنانی حکایت می‌کند که ترانه‌های شکوه آمیز یا فاتحانه سر می‌دهند . چرا فقط ترانه مشهور میریام نیست که شاهدی بر زنان موسیقی سرا در اسراییل کهن به شمار می‌آید و جنبه سیاسی موسیقی را بر ما آشکار می‌کند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در قرون وسطی با ویژگی مسیحی آن ، زنانی که موسیقی پرداز بودند ، گوش شنوایی نمی‌یافتند . فردی مانند هلیده گاردفون بینگن یک استثنا محسوب می‌شد . در همه فرهنگ‌ها ما شاهد آن هستیم که موسیقی در آیین‌های دینی بسترهای خاص یافته است .&lt;br /&gt;محروم ساختن زنان از موسیقی کلیسایی بخشی از تحقیر زنان از جنبه تبلیغات دینی بود . از این روست که ارگ کلیسایی که در آیین عبادی مسیحی بیشترین کاربرد را دارد ، ابزاری در سیطره مردان به شمار می‌رفت .&lt;br /&gt;زنان ارگ نواز تازه بعدها آهسته آهسته راه خود را به درون موسیقی کلیسایی و کلاسیک گشودند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کارگا‌ه های طبل نوازی کریستینه برایت باخ ، از مادران روحانی ، به زنان این امکان داده شد که در فضای روحانی به موسیقی بپردازند .کوبیدن بر طبل تاثیری درمانی داشت : مردم صدای زنان را می‌شنیدند و فضا با صدای آنان پر ‌می‌شد .اما آیا به کار بستن قوای درمانگر صدا نیز که قدیمی‌ترین آلت موسیقی بشر است ، به گونه‌ای درمانی عمل می‌شود . زنان در جلسات درمانی کارین وینن با خواندن ترانه‌های دسته جمعی ، قابلیت پیونددهنده موسیقی را تجربه و تاثیر درمان بخش به اصطلاح (ترانه‌های قدرت) را احساس می‌کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصنفات هلنه لیمبان ، متولد۱۷۹۷، تقریبآ ناشنیده می‌مانند .کاملیا دسوزا ، موسیقیدان که خود نوازنده ویلن سل نیز هست ، به دنبال ردپای این هنرمند زن بوده است که تصنیفات وی ترکیب‌آوایی فوق‌العاده‌ای را نشان می‌دهند . اما زنان در تاریخ موسیقی مغرب زمین ، فقط به عنوان شخصیت‌هایی موسیقی پرداز ظاهر نمی‌شوند . آنان در اداره سالن‌های موسیقی موسوم به تالارهای موسیقی جهان در قرن ۱۸و۱۹ فعالانه شرکت می‌جستند . بسیاری از این تالارها برخاسته از اندیشه‌های برابر خواهی از سوی زنان بودند و آگاهانه خود را در گسترده‌ای مجزا از جهان استیلا یافته مردان قرار می‌دادند . با این حال امروزه فقط زنان مصنفی که تحت حمایت از تالارها بوده و از این راه محبوبیت یافته‌اند ، به شهرت رسیده‌اند . از زنان دارای استعدادهای موسیقی نقش الهه گان هنر و موسیقی را برای مردان مصنف ایفا می‌کردند و الهام بخش آنان بودند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بررسی موسیقی زنانه این نکته را نیز می‌یابیم که زنان در عرصه بازار فروش موسیقی نیز پیشرفت‌هایی داشته‌اند .&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;&lt;br /&gt;Rafaela Eulberg &lt;br /&gt;sAcrAt&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 31 Jul 2009 11:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نغمه من نغمه تو</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;..::درود::..&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;دوره تاریخی رو پشت سر میگذاریم دوره ای که نگاه جهانیان نسبت به ایرانی عوض شده است .ایرانی نماد آزادی خواهی در جهان است .&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;شاید عده ای در این سالها از ایرانی بودن خود به سبب رفتار دولت خویش شرمنده بودند ولی حال مردم با شرکت در انتخابات به نشانه &quot;نه&quot; به روند کاری دولت , راهپیمایی سکوت بعد از آن , تظاهرات مسالمت آمیز در داخل و خارج از کشور و مسمم بودن بر گرفتن حق خود با پرسش &quot;رای من کجاست&quot; و .... نگاه جهانیان را به خود جلب کردند تا جایی که با بسیاری از هنرمندان ایرانی و حتا غیر ایرانی برای ابراز هم دردی هنر خلق کردند . از آن جمله می توان به نقاشان مجسمه سازان و موزیسین ها اشاره کرد .&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ترانه مشهور ندای خس و خاشاک با صدای حامد نیک پی که جوابی بود بر سخنرانی توهین آمیز احمدی نژاد که مردم معترض به نتایج انتخابات را خس و خاشاک نامیده بود ؛ شعر این ترانه بدین صورت است :&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;آن خس وخاشاک تویی/پست تر از خاک تویی/شور منم نور منم/عاشق رنجور منم/زور تویی کور تویی/هاله بی نور تویی/دلیر بی باک منم/مالک این خاک منم&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ترانه جون بایز از پرچمداران نهضت آزادی های مدنی بود و سرود جاودانه او&quot;we shall overcome&quot; (ما پیروز خواهیم شد) به صورت سرودی دنیائی و سمبل مبارزات مدنی در آمد، اینک همین سرود را به نشانه همبستگی با مردم ایران می خواند و به فارسی آوا سر می دهد که «ما پیروز میشیم، يه روز».&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;بون جوی موزیسین مشهور راک هم به هم صدایی با ایرانیان آزادی خواه سرود هم صدایی سر می دهد موزیک همیشه به یاد ماندنی &quot;Stand by me&quot; (در کنارم بایست) با اجرائی تازه میان ایرانیان و غیر ایرانیان دست به دست می گردد و به سرودی تازه تبدیل می شود، وقتی Jon Bon jovi ستاره بزرگ راک بین المللی به فارسی می خواند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;«وقتی که شب میاد، با همه غمها،&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;ای یاور، ای هم فریاد، با من باش.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;دست به دست، همصدا، تو و من&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;هموطن درد تو، درد من&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;با من باش»                      &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;آنچه این ترانه ها بازگو می کنند، در حقیقت واکنشی ست که  جهانیان به عنوان همبستگی با مردم ایران نشان می دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;حرف «جون بایز» و «جان بان جووی» در حقیقت انعکاس حرف و خواسته جامعه ای است که در آن زندگی می کنند، جامعه دنیا. و این جامعه دنیا، از آنچه در مورد رفتار با مردم ایران از سوی حکومت و نهادهای آشکار و پنهان وابسته به آن می شنود و یا به لطف تکنولوژی بی مهار و علیرغم اعمال همه گونه سانسور خبری، می بیند و گاه دقایقی بعد از رخداد شاهد آن است، تازه دریافته که این ایرانی کیست و چگونه در این سی سال این جامعه گاه حاکمانش را با مردمانش عوضی گرفته بوده و در موردشان آنچنان که شایسته بوده قضاوت نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;موج حمایت از ایرانیان را نه کاخ سفید رهبری کرده و نه در پایتخت های اروپائی به دست دولتمردان و رهبران سیاسی سازماندهی شده است. این موج، موجيست خود جوش که شعارش و باورش، همبستگی و یکی بودن مردمان دنیاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;چه خوب مردم ما از خواب بیدار شدند چه خوب هم وطنان خارج از کشور حمایتمان کردند و میکنند .باید منتظر ترانه هایی تاریخی دیگری باشیم چه بسا ترانه ای با مضمون ندا ندای آزادی ایران بشنویم . ندایی که سمبل و نشانه آزادی خواهی ما ایرانیان در سراسر جهان شده است .تمامی خبر گذاری ها از او به عنوان ژاندارک ایران نام بردند و چه چکامه هایی که برایش سروده نشد .&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;یکی دیگر از فعالیت های مفیدی که اتفاق افتاد راه اندازی &lt;a href=&quot;http://nedaanews.com/&quot;&gt;&quot;خبرنامه ندا&quot;&lt;/a&gt; بود و آنطور که در بالای صفحه آن نوشته شده است : &quot;به یاد جان باختگان راه آزادی ندا آقا سلطان ها&quot; که کاری نیک و پسندیده بود .&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;واپسین سخنم قسمتی از چکامه &lt;a href=&quot;http://sacrat.blogfa.com/post-16.aspx&quot;&gt;&quot;خواب سبز&quot;&lt;/a&gt; است :&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;وقتی بیدارشوم، به شما خواهم­گفت&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;مشکلشان، همین است که سبزی شما تمامی ندارد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;مشکل، این است که تونل­های جهان تمامی ندارد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;و کسی دیگر &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;سبزه­ی خطِ شما را باورنمی­کند&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;مشکل، این رنگ­های دیگریست &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;که شیشه تاب ­نمی­آورد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&quot;نیما / جمعه 12 تیر ماه 1388&quot;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#999900&quot;&gt;سبز و امیدوار باشید&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;left&quot;&gt;..::بدرود::..&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2009 22:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در این هیاهو سکوت جایز نیست !</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;درود بر ندا ی آزادی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 425px; HEIGHT: 255px&quot; height=262 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.telegraph.co.uk/telegraph/multimedia/archive/01428/iran_1428170c.jpg&quot; width=433 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;They call you Neda, the angel of freedom&lt;BR&gt;here to lift our hearts&lt;BR&gt;Oh how we cried to see you fall&lt;BR&gt;Just a young girl&lt;BR&gt;And yet as your heart was pierced&lt;BR&gt;Something pierced ours&lt;BR&gt;We awoke to the reality that life is fragile&lt;BR&gt;Fragile and precious&lt;BR&gt;Our thoughts turned to father, mother, brother, sister&lt;BR&gt;We claimed you as our sister&lt;BR&gt;And cried out with your close friend&lt;BR&gt;&quot;Be not afraid&lt;BR&gt;Oh how we wished not to see you go&lt;BR&gt;Yet in leaving us you have emboldened us&lt;BR&gt;Our hearts now beat in cadence with yours&lt;BR&gt;Beating with your final beats&lt;BR&gt;The hopes and dreams of days to come&lt;BR&gt;When oppression will cease&lt;BR&gt;And we will see your eyes still open&lt;BR&gt;Saying it was worth it - &quot;I was not afraid&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 24 Jun 2009 17:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چارچوب  فلسفه موسیقی</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;..::درود::..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;پیش از شروع باید یه تعریفی از فلسفه داشته باشیم .نخست فرهنگ عمید رو باز میکنم :&quot; فلسفه یعنی حکمت ؛ تفکر وتعمق وتفنن در مسا ئل علمیه ؛ علمی که در مبادی و حقایق اشیاء وعلل وجود آ نها بحث میکند&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;اما چیزی که درون واژه نامه ها  در مقابل واژه فلسفه نوشته شده نه تنها تعریف دقیق و کاملی نیست بلکه  بیشتر اشتباه اند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;بهترین تعریف را سقراط و فیثاغورث ارائه نموده اند.فیثاغورث نخستین کسی بود که از کلمهء فلسفه به عنوان معادل برای دوستداری حکمت وجستجوی آن استفاده کرد (اینو شریعتی گفته اما باز هم منو ارضا نمی کنه)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;بشر قادر نیست به هیچ &quot;حقیقت عینی&quot; دست یابد و اینجاست که دست به دامن فلسفه می شیم .فلسفه روش خاصی برای فهمیدن رازهای دنیا ست(تعریف ژان پل سارتر که ارضا کننده ست)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;پس فلسفه به معنای حکمت نیست بلکه راهکاریست برای دستیابی به حکمت.در حقیقت فلسفه مثل  لینک عمل میکنه .حالا باید بدونیم هدف تز فلسفه دستیابی به چیه ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;حکمتیا (ودا؛ویدیا؛سوفیا) به معنای خرد مقدس و روشن بینی حقیقی و نوعی بینایی و بصیرت درونی ست. ولی راه فلسفه برای رسیدن به آن بینش؛ راهی منطقی و بر پایه اصول کلیشه ای نیست بلکه از نوعی تحلیل موسوم به غیر منطقی(ANALOGIQUE) بهره می گیره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;دوستان شتاب نکنین من قصد گشودن باب فلسفه وجودی جهان هستی و اینکه از کجا آمده ایم و کجا میرویم و... را ندارم(با این که بحث در این رابطه رو خیلی دوست دارم و واجب می بینم).تنها میخواستم وقتی از فلسفه موسیقی یا فلان سبک صحبت می کنیم نخست تکلیف خودمونو با خود فلسفه وتعریفش روشن کرده باشیم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;همه ما تأثیر موسیقی بر تمام لحظه های زندگی رو بارها تجربه کردیم . از اون موقع که تو شکم مادر جنینی بیش نبودیم و آرامبخشمان ریتم ضربان قلب او و زمزمه های مبهمی بود که بر لب داشت ؛یا اون زمانی که فردی در گوشمان پچ پچ های نامفهومی رو زمزمه کردند. .هنگامیکه باشنیدن هر صدای موزونی به دست افشانی وپایکوبی ونی نای نای می پرداختیم یا اون قصه های به شعر در اومده مصور؛ یازمانی که الفبای زبان مادریمان را می آموختیم ؛ اسمش میم صداش... و هنگامیکه... انسان از دیرباز به اثر موسیقی در هیجان زندگی ، اتفاق های روزمره پی برده بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;در تمام تحرکات ؛ جنگها و انقلاب های بشر ، موسیقی نقش بسیاربزرگی را ایفا کرده . البته این خدمات یا ضربه ها متقابل بوده .به همین صورت انقلاب ها و دگرگونیهای اجتماعی؛صنعتی و سیاسی نیز اثراهای به سزایی(چه پیش برنده چه پس برنده)در موسیقی داشتند. صد البته این اثرها در اون واحد بدون ترتیب صورت پذیرفته (مانند قضیه اول مرغ بوده یا اول تخم مرغ) یعنی درست همون زمانیکه موسیقی بر تحولات تأثیر گذاشت؛تحولات هم در حال تأثیر بر موسیقی بوده اند چه بسا موسیقی هم به عنوان یکی از حلقه های اساسی جامعه نمی تواند از دگرگونی درامان بماند . تأثیری که انقلاب صنعتی بر موسیقی غرب گذاشت یا انقلاب ایران بر موسیقی ما (دوران رکود در دوران انقلاب وپس از آن )یا انقلاب فرانسه وروسیه ؛ حمله تازیان به ایران و یا تهاجم مسلمانان به اسپانیا ؛جنگ جهانی اول و دوم؛ جنگ ویتنام(اوج گرفتن سبک راک / راک اند رول) و نقش متقابل موسیقی و دگرگونیهای فرهنگی ؛ اجتماعی . از این بحث می خوام یه  نتیجه بگیرم که موسیقی امری اکتسابی نیست و کاملا غریزی و ذاتی هست . موسیقی زبان مشترک تمام موجودات جهان هستی ست .واپسین سطر های این پست می خوام با یه سوال تموم کنم تا در موردش شما بنویسید .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;الان انتخابات (انتصابات)پیش رو هست .انتخاباتی که نمی خوام در مورد رای دادن یا ندادن ، به کی رای دادن صحبت کنم  (صد البته که همه میدونیم رای دادن یعنی خیانت). .یکی مثل میر حسین موسوی میاد از نخستین سرود ملی ایران (نام جاوید وطن/صبح امید وطن_جلوه کن در آسمان/همچو مهر جاودان...)استفاده می کنه یا احمدی نژاد با تغییر جزیی دادن در سرود ای ایران (ای مرز پور گهر...)به دنبال جمع آوری رای هست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;به نظر شما استفاده ابزاری از موسیقی برای به آرمان رسیدن یک گروه یا یک نظام و یا پدیده خاص سیاسی ؛ اجتماعی صحیح است ؟ نفس هنر را زیر سوال نمی برد ؟ و اصولن رسالت هنر و به خصوص موسیقی چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;&quot; نیما / 31 اردیبهشت ماه / 1388 &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;با سپاس بی پایان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;..::بدرود::..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2009 21:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آهنگسازی و تنظیم</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;..::درود::..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;همه ما مي تونيم آهنگ ساز باشيم و هستيم . اگر بتونيم يه ملودي جديد رو زمزمه کنيم که دوستان و آشنايان نشنيده باشند (کپي هم نباشه) ميشه گفت که ما يه آهنگ ساختيم . يا حتي یک چکامه  رو با دهن با آهنگ خودمون بخونيم . اون موقع اگه پول داشته باشيم مي تونيم به يک تنظيم کننده بگيم بياد اونو تنظيم کنه و بريم دنبال مجوز , سی دی  بديم و پولدار و معروف بشيم !! تازه روي سی دی مي نويسند آهنگ از ... (نیما)!!! .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;البته به اين سادگيها هم نيست , &lt;FONT color=#ff0000&gt;راستش آهنگ بايد فرم داشته باشه و آهنگ ساز بايد يه اطلاعاتي از اينکه فرم يک موسيقي با توجه به سبک اون چي هست داشته باشه&lt;/FONT&gt;. ولي بگم, نه بايد تحصيلات زياد تو موسيقي داشته باشيد و نه لازمه ساز بلد باشيد. کافيه خلاقيت لازم براي بوجود آوردن نغمه هاي زيبا رو داشته باشيد. چي فکر کردين اينهمه نغمه هاي قديمي و محلي داريم که مال صدها سال پيش هستند  اونها که تحصيلات موسيقي نداشتند. ذوق و سليقه داشتند زمانی که  مي رفتند به دشت و صحرا شعر ميخوندند که حالا شده آهنگ و بسياري از اونها معلوم نيست اصلن از چه کسي هستند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اما به طور معمول آهنگ ساز هاي ما با نواختن ساز آشنا هستند . اون چيزي که من تا بحال ديدم بیشتر آهنگ سازها با پيانو آشنا هستند چون آهنگ سازي باهاش راحت تر از ساير سازهاست, گيتاريست ها هم چون آکورد ها رو خوب ميشناسند آهنگ ساز هاي خوبي از آب در مي آيند . اگه سوادش رو داشته باشيد مي تونيد هارموني موسيقي رو هم خودتون در بياريد البته اجبار نیست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اما تنظيم , کار سختيه صدرصد هنر نيست ولي شايد ۵۰ , ۵۰ بين هنر و تکنيک تقسيم شده باشد.تنظيم کننده مياد آهنگ شما رو براي ۱, ۲, ۳ يا ۴ يا ۵ يا ... حتي يک ارکستر مي نويسه. به اينصورت که گیتار الکتریک چی رو بايد بزنه و درامز چي رو بايد بزنه. خلاصه تنظیم کننده مسئوليت رنگ آميزي آهنگ رو بعهده داره. اينکار اونقدر مهم هست که ميتونه آهنگ شما رو حتي اگه ملودي خيلي ضعيفي داشته باشه به بهترين آهنگ تبدیل کنه و يا به مزخرف ترين آهنگ ها .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;يه مثال ساده اين آهنگR E M_losing my religion  است که خیلی خوب بود , همه ما اين آهنگ رو شنيده ايم بارها و بارها ولي مطمئن هستم هر دفعه يه جور بوده. يکي با پيانو خالي يکي با ارکستر بزرگ , يکي با سازهاي الکترونيکي , يکي به سبک rock  بوده و يکي کلاسيک .... . در واقع آهنگ ساز اثر رو خلق کرده (هموني که شما ميتونيد زمزمه اش کنيد) و بعد تعداد زيادي افراد اومدند و اونرو تنظيم کردند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&quot; نیما / 25 فروردین ماه / 1388 &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;سبز و سالم  بمانید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; ..::بدرود::..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Apr 2009 11:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سبب نبوغ در موسیقی چیست ؟</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;..::نیک روز::..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; به راستی سبب اینکه کسی ، و یا شخصی در نوازندگی ؛ آهنگسازی و در کل موسیقی دارای استعداد است چیست !؟ من خودم در نگاه نخست خانواده ای رو که اون شخص در آن زاییده شده و رشد یافته رو تاثیر گذار می دونستم ولی آیا براستی کسی به مانند کرت کوبین مگر خانواده داشته که حال بگیم آنها روی اون تاثیر گذاشتند و یا فضا را برایش فراهم کرده اند !!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا شش ماه پیش جوابی وجود نداشت تا به آن بسنده کنم اما در حال حاضر قضیه فرق می کند ، یعنی شش ماه پیش سبب این نبوغ کشف شد ، سبب نبوغی که چه بسا مایه آن است همیشه نام ویوالدی ، باخ ، موتزارت ، بتهوون و هایدن بر سر زبانها باقی بماند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نزدیک به دو سال است که پژوهشگران علم ژنتیک و علاقه مند به موسیقی ، به دنبال آن اند تا این استعداد را با علم ژنتیک تفسیر و شاید هم توجیه کنند . پژوهندگان فنلاندی ژنهایی را روی کروموزمهای 4 و 18 کشف کردند که کارگذار یادگیری نت های موسیقی هستند و استعداد موسیقی در این ژنها نهفته است. اندیشمندان پژوهشگاه دانشگاه هلسینکی که نتیجه یافته های خود را در مجله &quot; Journal of Medical Genetics&quot; منتشر کرده اند با انجام آزمایش های ژنتیک مولکولی روی گروهی ازمردم عادی و موزیسین های به نام فنلاندی از جمله &quot; توماس كانتلبين&quot; موزيسين به نام  فنلاندي ؛ به این نتیجه ها دست یافتند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در این پژوهشها  کشف شد که در منطقه ای واقع در کروموزم 4 که محتوی حدود 50 ژن است استعداد موسیقی نهفته است. همچنین دانشمندان فنلاندی در کروموزم 18 منطقه دیگری را کشف کردند که با یادگیری موسیقی مرتبط است. در گذشته جهشهای این منطقه برای بیماری ارثی &quot;دیلکسی&quot; کشف شده بودند. بیماران مبتلا به &quot;دیلکسی&quot; توانایی یادگیری خواندن و نوشتن زبان را ندارند . این کشف نو هم آرش  واکنشهای میان زبان و موسیقی است که بی گمان بر یکدیگر اثر گذارند . نتیجه ها این تحقیقات نشان می دهد که یادگیری نت ها و استعداد موسیقی در DNA نوشته شده است و بنابراین می تواند در میراث ژنتیکی همگی وجود داشته باشد اما جهش های کوچکی که در این ژنها ایجاد می شود می تواند میزان استعداد موسیقی را تعیین کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این جهش همان به فکر بودن خانواده است که ذهن کودک را در همان دوران نخستین با موسیقی درگیر کنند .  یکی از مهمترین آزمایشاتی که در این پژوهش انجام شد  &quot;تست کارمای موسیقی&quot; (karma music) است. این آزمایش، توانایی شنوایی را برآورد می کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند : &quot;ما مشاهده کردیم که در آزمایش کارما کودکان بسیار کم سن می توانند همانند موسیقیدانان حرفه ای موسیقی را بشنوند و درک کنند . این مسئله به وضوح نشان می دهد که بعضی از تواناییهای موسیقایی از زمان تولد در ما ریشه دارند . همچنین این &quot;کارما&quot; نشان داد افراد مبتلا به دیلکسی به دلیل پایه های مشترک زبان و موسیقی در کروموزم 18 توانایی درک بالای موسیقی را ندارند . &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس در انتها باز هم از خود می پرسم , آیا براستی چاک شلداینرها 50 ژن واقع در کروموزوم 4 آنها فعال تر بوده یا این شاهکارها از جاهای دگری آب می خورند !!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&quot; نیما / 6 اسفند ماه / 1387 &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt; کامیاب و دور اندیش باشید &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;..::بدرود::..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2009 21:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به واقع موسیقی چیست ؟</title>
<link>http://nimasaleh.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;..:: درود ::..&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;موسیقی آن چیزی است که 3 عامل رو داشته باشه حالا در هر سبکی این 3 عامل به طور خاص و با سازهای خاصی اجرا میشن و &lt;FONT color=#ff0000&gt;سبکی که این 3 عامل رو نداشته باشه میشه گفت موسیقی نیست!&lt;/FONT&gt; پس هر چیزی که ما به عنوان صوت گوش میدیم موسیقی نیست موسیقی آن چیزی است که این 3 عامل رو حتمن داشته باشه :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا هی میگم این 3 عامل بدون این که اسمی ازشون ببرم ، منظورم از 3 عامل ملودی ، ریتم . هارمونی است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; هر کدام از این عامل ها تعریف به خصوصی دارند که در هر یک از کتابهای تخصصی موسیقی به شکلی بیان شده اند که در کل به صورت زیر هستند :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ملودی :&lt;/FONT&gt; ملودی از لفظ یونانی ملس ( Melos) به معنای پیوستگی گرفته شده و اگه بخوایم تعریف کنیم عبارت است از صداهای هماهنگ و پی در پی که به گوش انسان خوش باشد . ملودی از حس درون انسان حاصل می شود و بیان کننده شادی ، غم و دگر حالت های روحی و درونی انسان هست .پس بنا بر این تعریف ملودی یکی از مهمترین قسمتهای موسیقی ست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ریتم :&lt;/FONT&gt; ضربه های پی در پی آهنگ و برای موزون کردن ملودی به کار می رود یعنی ریتم زده می شود و بعد ملودی روی ریتم نواخته می شود . جمله خوبی در یکی از کتاب های موسیقی به نام &quot; کتاب تفسیر موسیقی از کلاسیک تا دوره معاصر&quot; نوشته شده است که : اهمیت ضرب در موسیقی به اندازه اهمیت وزن در شعر است . نمیخوام زیاد وارد بحث تخصصی موسیقی بشیم و انواع وزنها رو شرح بدم چون پیش از اون باید نتها رو شرح بدم فقط اینو بدونیم که ریتم در زیر ملودی قرار داره و اون وزن آهنگ رو حفظ میکنه . . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هارمونی :&lt;/FONT&gt; هارمونی در موسیقی یعنی همنوازی یعنی اینکه چند ساز ( دست کم دوساز) با هم یه تیکه ای رو بزنند حال به چه صورت ؛ بدین صورت که یک ساز از نتی نواختن را آغاز می کند ( به طور مثال از می ) و دگر ساز یکی از 3-4 نت زیر تر همان نت ساز نخست را شروع می کند به نواختن ( مثلا از لا ، سی ) که با توجه به گام هست و نباید خارج از اون باشد ( گام: پی در پی بودن 7 نت پی در پی هست که با فاصله معین از هم نواخته می شوند ) هارمونی قانون نداره که حالا حتما 3-4 نت بعد تر یا پیش تر! اصلن موسیقی به نظر من قانون نداره و همین بی قانونیش هست که قانونی رو براش به وجود میاره ... پس هارمونی خیلی خوبه که تو موسیقی حفظ بشه و داشته باشیم . هارمونی ممکنه بین سازهای مختلفی در ارکستر سمفونی هم دیده بشه که امکان داره دو ساز دقیقن از یه نت با هم قطعه ای رو بنوازند وقتی اینگونه هست سازهای متفاوت با یکدیگر ترکیب می شوند . ... برای مثال در مورد ارکستر و کارهای کلاسیک میتونیم به کارهای استاد هارمونی و کسی که تو هارمونی و به کار بردن اون واقعن نابغه بوده و کسی نیست جز یوهان سباستین باخ اشاره کرد ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هارمونی های بین هارپسیکورد و فلوت و ویولون از شایعترین هارمونی سازی است که باخ استفاده کرده و اکثر کارهای او دو قطعه یک هارمونی خاصی دارند که انگار دارند دو انسان با هم بعضی وقتها صحبت میکنند و یا دو بلبل به نغمه سرایی میپردازند .... هارمونی در موسیقی بسیار زیبا ست و استفاده از آن می تواند یک اثر را در خاطر انسان ماندنی تر کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس کل حرف من اینه که هر چیزی که می نوازیم و می شنویم به حساب موسیقی ننویسیم ( امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشید )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;موسیقی دست کم باید این سه عاملی که گفتم را داشته باشد !!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&quot; نیما /5 بهمن ماه / 1387 &quot; &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;پایدار و برقرار باشید&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;..:: بدرود ::..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Jan 2009 16:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nimasaleh&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>nimasaleh</dc:creator>
<guid>http://nimasaleh.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
